سایه‌ها

                   برای: مجتبی عبدالله نژاد


شکّرنویسانِ جهان را

نام تو، تأکیدِ حلاوت بود

باران، خودش می‌خواست

از روی لب‌های بلیغت مشق بنویسد.


با سروهای کاشمر، وصف ترا گفتم

صد پیرهن بر خویش بالیدند.

آرامشت، دریای ژرفی بود

که در نگاه ماهیان، توفان به پا می‌کرد.


در را که وا کردی

لبخند تو

مثل طلوعی تازه بر دیوار فرتوت جهان پاشید

آن گاه دانستم

زیبایی خورشید را

           از بازتاب سایه‌هایش می‌توان فهمید.


۱۹ آذر ۹۶

/ 0 نظر / 336 بازدید