یک صبح

 

از خواب بلند می‌شوی یک صبح

می‌بینی

برف آمده تا کنار دمپایی

آویخته است روی بند رخت.

 

می‌خواهی پابرهنه‌تر باشی

می‌خواهی دست‌های داغت را

روی تن خاک منتشر سازی.

 

یک صبح بلند می‌شوی از خواب

می‌بینی برف پشت پلک توست.

 

/ 15 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاعران پارسی زبان

سلام استاد و شاعر گرامی جناب آقای میرافضلی از شما دعوت می کنیم مطالب و اشعار وبلاگ خود را در سایت " شاعران پارسی زبان" نیز عرضه کنید تا شاعران کشورهای دیگری که علاقمند به شعر پارسی هستند نیز از مطالب وبلاگ شما مطلع و بهره مند شوند. به این ترتیب شما هم از نظرات و میزان استقبال آنان در مورد نوشته های خود مطلع خواهید شد. در صفحه اصلی سایت، بخش "ثبت نام" را از نوار بالای آن انتخاب کنید و با پر کردن فرم مندرج در آن، پس از فعال شدن، مطالب وبلاگتان را در این فضا نیز ارائه دهید. سپاس از توجه و لطف شما.

سید مصطفی سائس

سلام استاد! خیلی زیبا و جالب بود. خواندیم و از تصاویر و ترکیبات بکر و تازه اش لذت بردیم. به هر حال، تارنمای "تصویر غربت" برای رشد و انکشاف هرچه بیشتر قالب های سه گانی، زلال و نوخسروانی تازه ایجاد شد که برای بهبود و خوبتر شدن آن به کمک و نظرات فرهیخته گان وادی ادب و شعر همچون شما دوست بزرگوار نیازمند است. امیدوارم با حضور پر مهر و نظرات ارزشمند تان این حقیر را مستفید سازید. سبز باشید[گل]

محبوبه اسماعیلی

سلام زیبا بود و دلنشین راستی اسم وب تون خیلی قشنگه .افرین به این سلیقه منم با 5 رباعی به روزم . خوش حال میشم از حضورتون

عنایت

سلام پایدار باشید و پر شعر

مصطفا

یک روز بلند می شوی از برف... سلام و عرض ادب و ارادت. برقرار باشید قربان

یوسف شیردژم

سلام بر سید بهره بردم با احترام با غزل : " حق من نیست..." به روزم و منتظر حضرت عالی... [گل]