چروک

 

يعني پر از چرك است<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يعني چروكيده‌ست.

 

ابر است، يكسر ابر

آن آبي يكدست.

 

از يقه‌اش خورشيد كوچيده‌ست.

 

از تن درش مي‌آورم يك صبح

اول غبارش را

آن وصله‌هاي لكه‌دارش را

بعداً جراحتهاي بيرون از شمارش را...

 

 

در باد، تابَش مي‌دهم يك صبح

در آفتاب و رود.

 

پيراهن محزون من

اين روح تاريك غبار آلود.

 

/ 9 نظر / 4 بازدید
احمدرضاالياسی

مثل هميشه زيبا و دلپذير ُ در سطر پنجم به نظر شما یقه خوش نشسته است ؟ به هرحال پیروز باشی یاعلی

ای آقا چکار اسمم داری

حس خوشايندي است لختی خراميدن در لا به لای واژه های شعرهای ...

م رت

از دامنش خورشيد کوچيده ست ...شايد بهتر باشد اگر اصراری بر يقه پيراهن شب نداشته باشيد.

تبسم

آه...دردهای من جامه نيستند تا زتن در آورم..... بی اختيار ياد داستان دهکده غرغروها افتادم که مدتی پيش برای دخترکم خواندم...

برزگر

سلام زيباست.احساس سبكي وآسوده شدن به انسان دست مي دهد.نفس عميق به آدم مي بخشد. دستت دردنكند.بنظر بنده يقه هم زيباست وهم در اين محل (نو وتازه) .ياعلي.

محسن اشتياقي

سلام. باز غافلگيری؟ زيبا بود... راستی : ای که بر من بگذری دامن کشان... از سر اخلاص الحمدی بخوان!

يگانه * خواب گريز *

سلام .. يه كم يادآور قيصر امين پور بود .. اين وزن و موسيقي ملايمي كه همه جاش پخش شده ... نگاه و حس خوبي داشت .. و يه كم آروم ... خوب بود .. خوب باشين .. شايد همين ..

سيامك

سلام بر سيد زلال !...خوبی؟ .ممنونم از مهربانی ات و نقد صحيحت ... شعر را خواندم ...نيمايی به نظر من قالب دلنشين و البته دشواری ست ..به نظر من شعر هر چند کم اتفاق است اما دلنشين شده است به واسطه استفاده روان و درست از قالب ... می دانی ؟..گمان می کنم خود قالب نيمايی غمی پنهان و چنگ زننده دارد ... شاد باشی و برقرار