معماری شهری


به بُن بست خوردن
و از کوچه‌های بزک کرده رو دست خوردن؛
همین‌قدر می‌دانم ای جان
که در جیب‌های خیابان
جوابی برای جنون نیست.

نه اینکه ظرافت ندارند و زیبا نباشند
ستون‌های سیمانی شهر
                    بسیار هم خوش‌تراشند
ولی با تمام تفاصیل
              زیبایی این معابر
به اندازه یک وجب بی‌ستون نیست.

کسی شک ندارد
قشنگ است گلدان
ظریف است معماری حُسن یوسف
ولی در رگ جلوه این عروسان
کسی شک ندارد که خون نیست.

نوشتیم از عشق و صد بار خط خورد
و هر بار
          این نقش، مُهر غلط خورد
که فهمیدم این راه، پرت است و
                               این ماه، بن بست
که دانستم اینجا کسی مرد این آزمون نیست.

همین است حرفم:
بیابانی ِ یک نگاه شگرفم
خیابان، مجال جنون نیست.

/ 14 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
....

اااا

علیرضا

خیلی زیبا بود و آهنگین، لذت بردم

دانستم اینجا کسی مرد این آزمون نیست

خادم

با سلام. وبلاگ چار فصل برای انتشار اشعار و دست نوشته های احمد بابایی ایجاد گردید. حضور جنابعالی باعث مسرت و دلگرمی ماست....

مهدی اورسجی

سلام گذشت خون از محراب سیراب شد کاشی آبی محراب طاعات شما قبول حق شاد و خوش و خرم باشید

حمید

سلام قبول کن خیابان جای جنون است وقتی پای بیابان نداریم. منتظرتم سید[لبخند]

mmrezvan

سلام با احترام دعوتید به نقد یک غزال. منتظر نظرات زیبای شما در راستای کسب تجربه بیشتر در شعر

کوروش

سلام طاعات و عبادات مقبول درگاه حق تعالی. به هنگام افطار التماس دعا . ‌ ‌‌

مريمانه

سلام خيلي شعراتونو دوس دارم اما امروز از خوندن اين شعر سير نميشم هي باقي رو مي خونم برميگردم دوباره اينو ميخونم عاليه اين شعر خيلي تبريک. موفق باشين