# شعر_کوتاه

چند شعر کوتاه: در پلک‌ها باران

  فرزند آبهاست لب‌های موجزت اردیبهشت را در پلک‌های برفی من سبز می‌کند. w   پلک می‌بندی: ناگهان باران ناگهان تنها. w   گیج نگاهی حیرت‌انگیزم هم پلک خواهش می‌زند با من هم می‌گریزد ... ادامه مطلب
/ 20 نظر / 32 بازدید

رحل

  رهروان با عشق می‌آیند تا در آغوش بهارت بار بگشایند از نسیم آهسته‌تر می‌بوسمت ای ماه!  
/ 8 نظر / 47 بازدید

رؤیای ناتمام : چند شعر کوتاه

  ماهی حوض هنوز عاشق گربه شوخی است                         که چنگال قشنگش تیز است. ®   چشمهای زاغی‌ات قار قار می‌کند. ®   دعوای گربه‌ها پرواز لنگه کفش رؤیای نا تمام. ®   در شهرِ ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 30 بازدید

نبض

  (چند شعر کوتاه)   آفتاب غروب از میان درختان؛ بوی دود است و                       زنبورهای رمیده.   ®   دلم سبز میخواهد امروز و پرواز صدها کبوتر؛ بیا زیر ... ادامه مطلب
/ 12 نظر / 35 بازدید

چند شعر کوتاه

  قناری در قفس      دارد به تصویر خودش در قاب نقاشی                                        می‫اندیشد.   ® روبرویم: دو فنجان قهوه سرنوشت مرا                  پیش بینی تلخی ... ادامه مطلب
/ 17 نظر / 77 بازدید

دوبیتو

  ای روزا با تموم مشکلاتم نمی‫دونی چه جوری مبتلاتم تکون دادی منو تا هشت ریشتر یه ساله هادر  پس لرزه‫هاتم هادر (Hader): مراقب. مواظب.
/ 4 نظر / 36 بازدید