# شعر_نیمایی

قحطی

  جغرافیای روح من             صحرای آفریقاست ٱن‌قدر وسعت دارد اندوهم             که اقیانوس هم انگاری آرامم نخواهد کرد من دارم از قحطی چشمان تو ... ادامه مطلب
/ 5 نظر / 63 بازدید

یک صبح

  از خواب بلند می‌شوی یک صبح می‌بینی برف آمده تا کنار دمپایی آویخته است روی بند رخت.   می‌خواهی پابرهنه‌تر باشی می‌خواهی دست‌های داغت را روی تن ... ادامه مطلب
/ 15 نظر / 54 بازدید

خیانت

  ملالی نیست. .. سپیدار جوانی خوابهای زرد می‌بیند طنین ماه نمی‌انگیزدم احساس دیرین را نسیم، آن حالت شهریوری در چشمهایش نیست. کسی در جیبهایم قرص می‌ریزد شبِ ... ادامه مطلب
/ 23 نظر / 30 بازدید