مرا می‌نویسی


اگر یک دو سطر است، یا یک دو صفحه
تو مسئول فحوای این شعرهایی
اگر زشت و بدخط، اگر خوب و خوانا
تو داری مرا می‌نویسی.

مگر چیست سرمایه من؟
بجز حرف‌هایی که از تو
بجز لحظه‌هایی که با تو
بجز راه‌هایی که تا تو...

و هر روز حس می‌کنم رو به پایان خویشم
و از روز دیگر
تو آغاز یک حسّ و حال جدیدی.

زمین سردتر می‌شود – باغ انگور کمتر
و آدم به گرما و گرما به خورشید
و خورشید، مرهون پیراهن توست.

اگر سردم اینجا، اگر گرم و گیرا
تو مسئول تعبیر این فصل‌هایی.
مرا گرم بنویس
مرا از سر سطر...

 

/ 21 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
گل پاریزی

چون گل که در برابر طوفان کمر خم میکنددرعنفوان نوجوانی که برا دزدی میوه به باغ های روستا میرفتم اگر باغبان چون طوفان مچمان را میگرفت و میگفت : ای گل ؛ ای دو قوس ات چون قمر / گر تو خواهی زین باغ ثمر / باید که خم شوی تا کمر / خمخووو میشودیم ... دمروو میشودیم ...تا سالم بمانیم ...!چاره ای نیست !افسوس الان باید سناتوری ... شورایی چیزی میشدیم نذاشتند و تشت رسواییمان را از بام بزیر انداختند ! آه ای دل بی برم !بگذریم ... آی کاکا قلمت نویسا

پیام سیستانی

دست مریزاد عزیز دل . خواره از خواندن سروده های شما سرخوش می شوم . ارادتمند شما ./ پیام سیستانی

محمدساداتی

اینهمه احساس!هزارآفرین مرحباوممنون سید.

محبوبه زیدی ...خرم آباد

زمین لب از پیشانی من بر نمدارد که خدا هی برای زانوهایم پیامبر میفرستد... با بوسه های تو در خیال من پیر میشوی پیر که من همیشه در رکعت آخر نمازم شکست میخورم... بزرگت که کردم پرچمم را که بر دوش گرفتی به آسمان که بخشیدمت فریاد زدم حی علی انسانی که دوستش داری... ***** زمین چشمهای من شو دستهای من شو که دارم کور میشوم از این همه سجده فقط به قد یک صبح گندم بپاش برای من برای این همه آدم بودنم بپاش که بعد از تو مجسمه های گرگ راهم را کج کردند با چشم های بسته اشان با مردانی که تنها زوزه میکشند زن بودنم را... میخورند واژه هایم را میرقصند با نام من وبعد میمیرند بر سینه هایم که مرا بر دوش رسوای صبح بکشانند زن بودنم را وکشکولم را از شانه هایم باز کنند پر از بغض شعرهایم را بعد بفهمند که خدا برای من زاده شده است با دو دستم که پرچمت شدم و راه افتادم بر شانه های پیامبرت... که ببینی آخر جهان دوچشم من است که از تن بسته میشوم بر هرچه تو واز عشق باز میشوم بر هر چه آسمان...با سپاس واحترام وارادت..

خوشا به حالتان كه حال عاشقي است ...

خوب است

هماهنگ با " او " پای هر جا نهد , می شکفد راستی می بالد هستی , می فروزد گیتی مات اویند مردمان آلوده نیست , مرد پرتوان پس می تواند ببیند , بجنگد بخندد , بگرید , مهر ورزد جان زندگی ست آبشار گرم نگاه ژرف و یک رنگش شمشیرش , لبخندش سکوت ژرف کوهستان دست نوازشگر مهتاب آری جوشش دریاست او

حوا

تو مسول تعبیر این فصل هایی مرا گرم بنویس مرا از سر سطر... چه اعحازی دارد قلم... چه زیباست شعر... ادبیات زنده ام می کند...[لبخند]

آغا کلان

با سلام و احترام: با «پیک شادی» به روزم. وبلاگ: «طنز آغا کلان» سخن گوی خودخواندۀ حزب خران! با مطالب متنوع، پذیرای شما عزیزان است. رسماً دعوتید!! خدا نگهدار.

شهرام کافی

به نام خدای مهربان سلام: با «بهترین آهوی دنیا» در قالب شعر کودک، مشتاق نظرات شما خوبانم.