ساحل

 

گفت: باران باش

رفتم از لب‌های او باران بیاموزم

گفت: گرما باش

یاد خورشیدی که از پیراهن آبیش سر می‌رفت، افتادم

گفت: دریا باش

موج‌ در موج آمدم

توفان شدم

بر ماسه‌های گرم آسودم.

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صاحب ک پاریزی

[گل]

میرزااسدی

سلام امیدوارم حالتون خوب باشد. به نظر من شعر «مقصد» شما بسیار جالب و پرمعنا بود.

سيروس نوذري

وه چه عجب ياد ما كردي ؟ ياد من بي نوا كردي ؟ " از يك ترانه ي قديمي "

حسین

سلام ممنون از حضورت و نظرت به شعرای شما نمی رسه خوشحال شدم که اومدی

زهره

عالی بود.

پویا

صدایتان رااز کانال 4 شنیدیم و بهره بردیم

سيدمهدي حسيني

سلام استاد هميشه به اشعارتان دلبستگي داشته و دارم .وبلاگ آموزش و نقد شعر جوان مشتاق نظر نقادانه و لطف شماست.

پری

سلام..عالی بودین مثل همیشه...وقت دارین به مطالبه منم سری بزنید؟خیلی دوس دارم کمکم کنید که پیشرفت کنم