این «را»ء سرگردان

 

ابوالحسن نجفی در کتاب «غلط ننویسیم» یکی از غلط‌های رایجی را که در سال‌های اخیر باب شده، بخصوص در صدا و سیما؛ جابجایی «را»ء (علامت مفعول بی‌واسطه) در جملات مرکب می‌داند (ص 204-206). بدین ترتیب که نویسندگان امروزی در جملاتی که مرکب از دو جز پایه و پیرو است، «را»ء مفعول بی‌واسطه را بجای آنکه بلافاصله بعد از مفعول جمله پایه بیاورند، بعد از فعل جمله پیرو می‌آورند. مثلاً به جای آنکه بگویند:

-          پارسایی را که زخم پلنگ داشت دیدم (گلستان سعدی)

می‌گویند:

-          پارسایی که زخم پلنگ داشت را دیدم.

این غلط در اخبار صدا و سیما زیاد اتفاق می‌افتد و شاید از آنجا در ذهن و ضمیر مردم نا آشنا به مبانی دستور زبان فارسی رسوخ پیدا کرده است. متأسفانه این غلط در اشعار شاعران جوان امروز نیز دیده می‌شود و نشان می‌دهد ضمیر ‌آنها دارد با این غلط خو می‌کند. خانم پانته‌آ صفایی که از غزلسرایان خوب این روزگار است و چندین غزل ناب از ایشان در خاطر بسیاری از علاقه‌مندان هست؛ در مجموعه شعر «از ماه تا ماهی» (فصل پنجم، 1389) در غزل سیزده آورده است:

آن قدر نزدیکی به من، آن قدر نزدیکی

که می‌پذیرم این که از من بگذری را هم

 

نحو آشفته این بیت، که متأثر از سیطره قافیه و آسانگیری شاعر در جمله‌بندی است، شاید خواننده جدی را نیز از خطای صورت گرفته در آن غافل کند. صورت صحیح جمله این است: آن قدر به من نزدیکی که این {نکته} را که از من بگذری نیز می‌پذیرم. در غزل چهل و سوم ایشان نیز عین همین اشتباه تکرار شده است:

حالا دو باره اصفهان آبستن است ای عشق

تندیس زیبایی که از من می‌تراشی را

 

که درستش چنین است: تندیس زیبایی را که از من می‌تراشی. اما قرار گرفتن حرف «را» در محل ردیف شعر، شاعر را مجبور به اجرای نادرست کلمات کرده است.

اینکه می گویم این غلط از طریق رسانه‌ها در ذهن و ضمیر مردم و – متأسفانه  شاعران- رسوخ کرده، از آن روست که در شعرهای سپید هم که الزام وزن و قافیه وجود ندارد، این خطا دیده می‌شود. در دو مجموعه شعر از شاعر جوان و توانا آقای مجید سعدآبادی که شخصاً بسیاری از شعرهایش را می‌پسندم نیز این عیب به چشم می‌خورد. در مجموعه شعر «سربازی با گلوله برفی» (فصل پنجم، چاپ دوم، 1389) که پر از لحظات ناب شاعرانه است، در شعر چهاردهم می‌خوانیم:

دوباره فوت می‌کنم

بادبانی که خیس خورده را

ملوانی که به بچه‌هایش قول داده بود را

 

در دو سطر آخر «را» می‌بایست بعد از بادبانی و ملوانی قرار می‌گرفت.

در دیگر مجموعه شعر مجید سعدآبادی نیز این اشتباه فاحش تکرار شده است. در شعر 35 از مجموعه «دالان حاج مختار پلاک 9» (هنر رسانه اردیبهشت، چاپ دوم، 1388) آمده است:

این روستا قانون دارد

و باران‌هایی که از ابرهای همسایه

دزدی کرده‌اند را

در اولین رودخانه

به روستای بعدی تبعید می‌کند.

 

که صورت درست جمله چنین است: و بارانهایی را که از ابرهای همسایه دزدی کرده‌اند. در همه این موارد، موسیقی بیرونی و درونی اشعار حاکی از آن است که این غلط چنان در ذهن شاعران جوان جاگیر شده، که ناخودآگاه نظم کلمات را بر مبنای غلط رایج شکل می‌دهند و آن را صورت طبیعی گفتار می‌شمارند. این یادداشت، نوعی اخطار برای جلوگیری از شیوع این خطا و حفظ سلامت زبان به عنوان رکن اساسی شعر است، نه مچ‌گیری از شاعرانی که شعرشان را دوست می‌دارم.

 

/ 14 نظر / 30 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد قلی نسب

سلام دایی! از دستتان خیلی دلخورم. خیلی خیلی زیاد... برای شعر شاعران جوان نقاط دیگر کشور این همه وقت می گذارید و نقدشان می کنید،آن وقت نوبت به نقد و بررسی شعرهای من که ـ بغل دستتان هستم ـ می رسد بی توجهی می کنید و کار به جایی می رسد که یک بنده ی خدا از آموزش و پرورش می آید و برای شعرهایم یک عالمه غلط دستوری و معنایی و... می گیرد. دستتان درد نکند.

محمد قلی نسب

پس کو آن همه توجهی که قبلا به من می کردید؟[سوال][ناراحت]

محمد قلی نسب

سلام دایی! ببخشید. دیشب بی‌خودی عصبانی بودم. عذر می‌خواهم که آن طوری حرف زدم. دوستتان دارم.[گل]

سودایی

خسته نباشید و سپاس درباره سایر اشتباهات ویرایشی نیز بنویسید متشکر می شویم.

شعر زلال

با سلام و احترام بر خدمت شما زحمتکش عزیز عرصه ی ادب و هنر و با سپاس بیکران بر آفریدگار دانا و توانا که مهلتی مقرر فرمود تا مدام از کلام شیرینتان بنوشیم و لذت ببریم. با چند زلال کوتاه از شاعرانی زلالدل به روز و منتظر نقد و نظرات هستیم.

طالبی

سلام این معضل هم در صدا و سیما و هم در اشعار جوانان و خصوصا در تبریک و تسلیت های روزنامه های پایتخت و استان و شهرستان ها و حتی گفتاری مردم و در پارچه نوشته های خیابانی هم زیاد دیده می شود ممنون که با ذکر نمونه یادآوری فرمودی و شعر نقاشی و قایق هم فوق العاده زیبا بود هر چند معتقد نیستم تمام دفتر همین یک نقاشی را داشته باشد که گفته ای دفتر نقاشی ما مگر این که این دفتر مجاز جزییه باشد برای همین یک نقاشی

الهه ذباح

سلام دلم برای شما و خانوادتون خیلی تنگ شده و میدونم که میدونید من اون غولی که ازم ساختن نیستم . امیدوارم موفق باشید به خانم مریم و محبوبه سلام برسونید.