آخر پاییز

تو نباشی
دوستت می‌دارم
وسط حنجره، حلق آویز است.

تو نباشی
خبری نیست که نیست
تیترها ـ ریز و درشت ـ
تیر در ظلمت رستاخیز است.

تو نباشی
گرچه تقویم ورق خواهد خورد
آخرش پاییز است.

/ 12 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امید

[گل][گل][گل][گل][گل]... الهی که من فدای شمابشوم.همین حالا!

صاحب ک پاریزی

مروای دوست مرو ای دوست مرو از دست من ای یار که منم زنده به بوی تو به گل روی تو بنشین تا بنشانی نفسی آتش دل بنشین تا برسم مگر به شب موی تو تو نباشی چه امیدی به دل خسته من تو که خامو شی بی تو به شام وسحر چه کنم با غم تو چه کنم با دل تنها که نشد باور من تو و ویرانی خاموشی کوهم اگر اگر چه کنم با غم تو ودرپایان:کاش دلتنگی توبودی...میدیدمت هرروز

مینا

جناب یه سوال؟ بعضی از این کامنتها خیلی با احساس هستند ولی هیچ جوابی از جانب شما به آنها داده نمیشود میشه بپرسم چرا؟ به پاس کلام شیرینتان [دست]

مهدیــــه

خیلی وقت است خاموش میخوانمتان ! ملموسی کلماتتان خیلی نزدیک است ! پایدار باشید استاد :)

مجید نعمت الهی

می توان و می شود ؛ تو را فقط تو را ندیده، دوست داشت... با همه وجود دوستون دارم آقا سید عزیزم

سیداحمدو

سلام استاد اینروزها روزهای سختی است استاد اما حس لحظه ی خواندن اسپریچو همراهی آرامبخش است درست مثل ....

alookard

بسیار زیبا لذت بردم

رها

سلام استاد چند وقتی است با شما و وبلاگتون آشنا شده ام شاعران بسیاری می شناسم و شعر بسیار می خوانم اما شعرهای شما آرامش خاصی نصیبم می کند ممنون از این همه حس قشنگ که در شعرهایتان است باران، اگر روز جهانی داشت