ای کاش




خورشيد پس پنجره پرپر شده است
آيينه چشمه‌ها مکدّر شده است
ای کاش تبی ، تلاطمی ، توفانی !
اين منظره بسيار مکرّر شده است.

/ 11 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان بانو

مثل هميشه که اشعار استادی را می خوانم ترجيح می دهم تعريف نکنم تا بوی تملق نگيرد.

reza

سلام از اينکه ما را مورد لطف خود قرار داديد تشگر ميکنم

fry

سلام. دستت درست ،شارژم كردي ،اين هم يك رباعي از بيژن ارژن........(بيچار هر از عالم و آدم هستيم......ماتم زده اي مثل محرم هستيم........نه گندمي و نه يار گندم گوني ......ما هم دلمان خوش است...... آدم هستيم..) قربانت

فري

ببخشيد بيچاره تر

مهدي

سلام از خاطرات ساري كه گفتي دلم رو بدجوري هوايي كردي مطمئنم ديگه تا صبح خواب ندارم ياد بوي شرجي ساحل بخير خوش باشي

vahid

سلام دوست عزيز شعرهای بسيار زيبايی بود موفق باشيد

sara

سلام من هم با تبو طوفان موافقم قشنگ بود

sara

ببخشيد تب و طوفان

Blue Whisper

جبران راست مي گفت . كه گرچه در پنجره ، به ديدن حقيقت مي نشينيم ليك خود ، فاصله مي اندازد بين من و آن .