چند شعر کوتاه برفی


برف پشت برف می‌آید
کوچه‌ها، تشـدید تنهایی است ؛
از نگاهت
چای پشت چای می‌خواهم.
::

اینجا هنوز برف
اینجا هنوز مه
قدری کبوتر از تن داغت به من بده.
::

یک جهان حرف دارد
یک جهان حرف
رد پای تو
          در برف...
::

بار مه سنگین تر از برف است
شانه‌های کاج می‌دانند.
::

آفتابی بفرست
برف‌گیر است دلم.
::

برف‌ها
در سکوت می‌بارند
بر ردیف صنوبران کهن.
::

برف و باد توأمنـد
می‌کشـم کلاه را
روی گوش‌ها
و به چشـم‌هام
لـذّت مرور کردنِ درخت‌های شهر را
هـدیه می‌کنم.
::

در برف رفته است
یک رد ناشناس.
::

برف از پشت شیشه
عشق از پشت این صفحه‌های مجازی.
::

از تنت برف بفرست
از لبت قهوه داغ.
::

چقدر خیره شدن در برف
و آفتاب لجوج
که ردّ پای ترا آب می‌کند کم کم.

::

گاه با آیینه میگویم:
زیر این برفِ زمستانی
ظهر ِ تابستان ِ ما را باش!

 

/ 11 نظر / 754 بازدید
نمایش نظرات قبلی
لیلا ریاضی

سلام با افتخار دعوتید به خواندن ٢غزل از من. از اهالی باران سبز باشید و نویسا

پاییز رحیمی

چ[گل][گل]قدر حرف دارد!!!

تنها میتونم بگم عالیه مرسی که هستی

نادری

سلام سیدجان. دست مريزاد. مشتاق دیدار.

گروس

سلام و درود با افتخار چند شعر از شمارو توی وبم قرار دادم لینک شدید به وبلاگ من لطفا سر بزنید برقرار و سلامت باشید،

مهرداد.م

سلام استاد! شعر های ناب از دل... با خوندن شعرهای زیباتون سرمای هوا دلنشین شد پ.ن: استاد من از کجا می تونم کتاب شعرهای کوتاه شمارو تهیه کنم؟

احمدپور

شرح صدروانتقادپذیری واخلاق شما ستودنی است اگرچه نظرات مخالف دادم لیکن آنها را نستردید واین صفتی مهم است اگرچه کماکان من شعرنو را مزخرفاتی زاده ذهن های معیوب میدانم که افالیج مغزی آن را میخوانند.عجیب است که شما هم معتاد به این شیوه اید این شیوه را باید افراد هرزه درای دنبال کنند

حسینی

سلام زیبا ودلنشین بود.استفاده بردم. ممنون

زهرا

خیلی خیلی قشنگ بود. من برف می خوام... چرا اینجا اینقدر گرمه؟ خدایا پس برف؟

سلبی ناز رستمی

درود مثل همیشه می درخشید استاد عزیز!