چند شعر کوتاه: در، وا شده است

 

دست‌هایت چه نسیمی دارد

وقتی از پیرهنم می‌گذرد

مثل آن است که در وا شده است

نور گرمی به تنم می‌گذرد.

..

تشنه هوای ابری‌ام

تشنه قدم زدن کنار تو

در هوای ابری‌ام.

..

از بوسه‌ات لبریز

از خنده‌ات سرشار...

شعری به لب‌هایت بدهکارم.

..

با سینی چای می‌رسی

عطر تو شروع می‌شود

گرمای تو در من جریان می‌گیرد.

..

و دلتنگ لب‌های برفم

و دلتنگ ابری

که بر شانه‌هایت.

/ 24 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شعر ایلام

سلام... در سوادتان کمی شک دارم !!! امیدوار بودم ...ابن محمود کسی چون شما نباشد ... و وقتی فهمیدم و شنیدم ...متإسفم برای شما که می گویند ظاهرن دکترا هم دارید ...شاید مرا بیاد نداشته باشید ...من یکی از دوستان قدیمی وب شما هستم ...آن موقع زیاد هخارت و پورت نداشتید ...نه کتابی داشتید نه نوچه و نه طنز پرداز ...تغییر خوب است اما امیدورام از نوع چنجش نباشد!!! حقیقتن نا امید شدم مخصوصن از شما یی که سواد آکادمیک هم دارید ... هرچند همیشه اعتقاد داشته ام شعر و شاعری اصلن ربطی به سواد ندارد ...[گل]

رسول

سلام/دعوتید به: به خاطر گل روی من

سیدحسین نصرت آبادی

سلام آخر برای یکبار هم که شده است باران را با خودم به آسمان میبرم خوشحال میشم سر بزنید یا علی خدانگهدار

صاحب ک پاریزی

من مومنم به بودنت تا انتهای این مسیر بیا وبازبا نفست غربت وازنگام بگیر ....اهورا ایمان حرفی بزن چیزی بگو....[گل]برقرارباشید

فرجامی

دوست عزیز آمده ام چیزی بگویم سعی کنید موضوع میرانی را با آرامش حل کنید من هیچ نسبتی با میرانی ندارم و فقط اردیبهشت امسال کتاب شعرش را از نمایشگاه کتاب خریدم و خواندم این کتاب آنقدر نقاط قوت دارد که می توانستید راجع به آن صحبت کنید به عنوان مثال برای اولین بار بنده با قافیه هایی مواجه شدم که برای اولین بار در ادبیات ایران استفاده شده است که تعجب کردم! خصوصا اینکه اکثر این کارهای قوی با توجه به تاریخ سرایش که زیر شعرها نوشته شده متعلق به دهه هفتاد است بنده هنرم چیز دیگری است و شعر را به صورت تفنن دنبال می کنم اما برایم جالب بود که چنین شخصی اینهمه توانایی داشته و تا کنون کسی صدای او را نشناخته من به جناب آقای دکتر شفیعی به خاطر کشف شان تبریک می گویم!

امیر حسنوندی

درود. شاعر در نهایت ساده گی به دنبال ثبت لحظات عاشقانه ای است که برای آن لحظات ارزش خاصی قائل است مانند عبادت معبود پاک و لایزال. نسیمِ حاصل از تکان دست معشوقه نشان دهنده ی لحظه است که شاعر آن را به زیبایی در شعر کوتاه نخست به تصویر می کشد و به دنبال آن نور... شعر کوتاه دوم، دلتنگی شاعر برای معشوقه اش که پیش از این با وی در باران قدم زنان عاشقانه های خویش را به باران تقسیم می کردند. خواهان هوای ابری ، موقعیتی که شاعر آن را بهترین زمان برای ابراز عشق خویش می داند چون باران ی ریا می خواهد به عشق خود، عشق بورزد شعرکوتاه سوم، شاعر ترکیب زیبایی در خط سوم آورده است. که به گمان من اگر کسی عاشق باشد تا ابد بدهکار عشقش خواهد بود. بدهکار در اینجا همان دلتنگی و خواستن معشوقه است. من اگر بودم این ترکیب را اینگونه می نوشتم اشعاری به لبانت(لب هایت) تا ابد بدهکارم. یا اشعاری تا همیشه به لبانت بدهکارم شعر کوتاه سوم، آوردن عطر = نسیم هر دو نشانگر ثبت لحظه ها است. شعر کوتاه برای همین بوجود آمده ، یعنی ثبت لحظات ناب شاعرانه، عاشقانه، عارفانه و... شعر کوتاه چهارم، باز دلتنگی برای یار در کل هر چند تصاویر گهگاهی تکرار می شد ا

نگین افشاری

تشنه هوای ابری‌ام تشنه قدم زدن کنار تو در هوای ابری‌ام. سلام کلامی ساده اما روحی بزرگ در کلمات ماناباشید

حسین

سلام آپم خوشحال میشم از دیدنت لحظه ي ديدار نزديك است باز من ديوانه ام، مستم باز مي لرزد، دلم، دستم باز گويي در جهان ديگري هستم هاي! نخراشي به غفلت گونه ام را، تيغ هاي، نپريشي صفاي زلفكم را، دست و آبرويم را نريزي، دل اي نخورده مست لحظه‌ي ديدار نزديك است مهدی اخوان ثالث [گل]