نورافکن

 

نورانی من! روی تو شایسته تبریک

اطراف تو   پُر نور شد و پای تو تاریک

درد دل خود را به چه ترفند بگوییم

گوش تو گران باشد و خط تو ترافیک

دور از تو چنانیم که تدبیر ندانیم

در حسرت آنیم که آییم به نزدیک

یک قوم سپیدند و دگر قوم سیاهند

در دایرهء ردّ و قبول تو، به تفکیک:

منسوب تو، شایسته صد منصب دلخواه

مغضوب تو، بایسته صد شغل تراژیک

گردن که کلفت است پُر از حرف نگفته ست

خاموش شو و فهم کن این نکتهء باریک!

 

 

/ 12 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
saiidi

زبان غزل تان نرم واندیشه غزل تان درشت است. آغاز غزل ظریف وسط غزل مدرن وآخر غزل مومنیزه. در هرحال دوستت دارم به خاطر جدی بودنت درعرصه شعر. به تفکرت نیز احترام دارم همچنان که به سیادتت. من اما امروزها سخت دکارتی ام تا فردا چه باشم نمی دانم نمی دانم نمی دانم نمی دانم. از روده دارزی بی مورد عفو می خواهم

اسم مهم نيست

سلام دوست گرامی.از آشنايی با شما خرسندم.آثار شما را دنبال می کنم.در شعر زيبايتان گاه زبان شعر کاملا کلاسيک می شود:؛دور از تو چنانيم كه تدبير ندانيم؛وگاه امروزی با دو واژه ترافیک و تراژیک؛/علت چیست...پاینده باشی.خوشحال می شنوم به وبلاگ من سر بزنید و نظر بدهید...پاینده باشید

mehr

يک قوم سپيدند و دگر قوم سياهند. يعنی به قوم خاکستری برنخورديد که گاه سياه و گاه سپيدند.

ali

تبريک به خاطر شبهای شهريور به شما / و تبريک به خاطر يافتن وبلاگ شما به خودم / .............فعلن همين*

ف . ب

سلام ! زيبا بود خيلي

ali

از بابت شبهای شهريور ببخشيد / جايزه ی ادبی ای بود / و شما را / با يکی از برندگان اشتباهی گرفته بودم / اشتباه که نه / (‌تشابه اسمی بود ) / به هر حال / اشتباه بدی نبود / مخرجش آشنايی بود / مثل مقطع غزل گذشته ها / ( که پست مدرن و ... نبود! ) / .......... زياد حرف زدم / شما ببخش / يا الله!

مجيد

سلام اقای مير افضلی . مجموعه ی از گوشه ی تماشا را چند وقت پيش از اقای مهدی تقی نژاد گرفتم و در حال مطالعه ی ان هستم . واقعا مجموعه ی جالبی شده است که به خاطرش به شما تبريک و خسته نباشيد می گويم . در ضمن پرشين بلاگ جديدا اين امکان را به وبلاگ نويسان داده که کامنت های بيهوده را از صفحه ی پيام ها حذف کنند پیشنهاد میکنم کامنت های اين کسی را که پشت نقاب صلح پنهان شده است را حذف کنيد به اميد ديدار

جواد زماني

سلام .اميدوارم حالتون خوب باشه.اومدم واسه معرفي يه وبلاگ.....يه وبلاگ كه فكر كنم بيارزه وقت بزارين و بخونين . شعرهایی داره که .....حتما سر بزنين ممنون ميشم...خداحافظ.http://sherebaghban.blogfa.com

خون

اين شعر را شايد به اين خاطر بعضی ها نپسنديدند که از دو نظر تضاد سبکی دارد با خودش ... يکی در محتوی که مرز طنز و سخن به جد را مشخص نکرده ... و ديگر اينکه بين اسلوب شعر و شيوه دستوری کاملا کهن واژه های کاملا نو جيغ می کشند ... کودکی ما را ببخشيد