شكسته

 

خط روي گونه‌ام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

يادگار يك جراحت قديمي است.

..

از كنار خيمه‌گاه

ليلي ترانه‌ها

شاهد نبرد ما دو تن.

 

قطره اشكي از كنار بيني‌اش گذشت

ـ تلخ وش ـ

گوشهء لبش درنگ كرد.

..

زانوان من به خاك آشنا شدند

ليلي ترانه‌ها

ترك اسب آن سوار مي‌گذشت

ناي آن نداشتم كه سر بر آورم.

..

خطي از غبار، از غبار، از غبار.

..

تلخ وش

با خطي شكسته اشك

ترك اسب آن سوار...

 

 

/ 19 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد رضا برزگر حسينی

شمع هايی که برباد رفتند نذرهايی که از ياد رفتند..... خيلی زيباست دست مريزاد استاد.موفق باشيد.

http://b5926.persianblog.ir/

سلام استاد احوال شریف من بروزم حوشحال می شوم نظر انتقادی جنابعالی را در مورد شعرم بدانم

سليمان

سام عليک آپ کردم بيا اوسا پشت و پناهت

میلاد عرفان پور

سلام/ممنون که سرزدید/همین روزها گوشه تماشا رو می خوندم و به یاد شما بودم/سپید بسیار محکم و زیبایی بود/راستی چرا(اسپریچو) ؟/ موفق باشید/یاحق

مريم توفيقی

سلام استاد . عابر کوچه های ارديبهشتی با برگ سبزی به روزه . به کوچه باغ کلماتم سری بزنيد . ميدانيد که چقدر خوشحالم ميکنيد .

آدمک

سلام عرض شد خدمت استاد بزرگوار... شرمنده‌ام از اين‌همه تأخير بی‌جا... اومدم برای عرض ادب و احوال‌پرسی، و تشکر از لطف دائمی که به بنده داری... ممنون... شاد باشی و برقرار... تا بعد...

محمد حسن

سلام تا بوده همين بوده و تلخ تر اينکه بيشتر نصيب ما خوب بود موفق باشيد

بهار

بگویم زيبا بود؟ دروغ نگفته ام اگر هم بگويم. بروز سر نميزنيد؟