چند شعر کوتاه: پُر از یاد توام


عشق اگرچه حرف ربط نیست
ربط می‌دهد مرا به تو
شوق را به جان
رنج را به روح
همچنان که باد
خاک را به دشت
ابر را به کوه.
::

بـرّه  باشی
       گرگ روحت میـشـوند
گرگ باشی
      حـسّ  تنهایی شکارت می‌کند.
::

دستی بر آر یک ره و
                          بگذار بر دلم
خاکسترم هنوز
لب تشنهء نسیم سرانگشت‌های توست.
::

صبحت بخیر ای صبح پی در پی
ای صبح رو در رو
ای آفتاب من
ای انعکاس او!
::

یوسف اگر باشی
تنهایی‌ات
      گرگی است بی تقصیر
      چاهی است بی پایان
      خوابی است بی تعبیر.
::

ابر است در رگ‌های من
رگ‌های من ابر است
حس‌ می‌کنم پایان نخواهد یافت دست تو
حس می‌کنم باران من هر روز بی‌صبر است.
::

می‌تابی و
      دریا اگر باشد
دست و دلش آشوب خواهد شد
می‌تابی و
  تاریکی من خوب خواهد شد.
::

و عشق
رنجی عظیم بود
و قرص‌ها جواب ندادند!
::

گرم است رؤیاهام
خوابی برایم دیده‌ای شاید!
::

و به این صبح قسم
که پُر از یاد توام.
::

باور کنی یا نه
فرسنگ در فرسنگ
عشق است و دیگر هیچ!
::

فـوق العـاده‌اند
دردهـــای من؛
تحـت اختـیار توست.
::

هرچه بیشتر تمیز می‌کند
بیشتر مچاله می‌شود:
دستمال کاغذی.


 

/ 27 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلام

سلام واقعا زیبا و دلنشین و گیرا می نویسید، موفق باشید [گل]

حسن آذری

باید می رفتم از تو از تو وُ ارتفاعات چشمگیرت هیچکس،در قله ای که فتح می کند ساکن نمی شود با دو شعر در باره دخترم نسیم ونقشه ی وطنم و نیز خبری در مورد دومین مجموعه شعر اینجانب با عنوان "سپیده دمی که بوی لیمو می دهد" به روز شده ام.با احترام و افتخار دعوت می شوید به خوانش و گفتگودر وبلاگم

فرسوده

درود بر شاعر روشنایی‌ها[گل]

سید علیرضا رئیسی گرگانی

سلام و عرض ادب دارم و احترام محضر شما دوست ادیب و فرهیخته عزیز جناب آقای سید علی میرافضلی بسیار زیبا و قابل تامل بود خواندم و بهره بردم از این سپید های کوتاه ارادتمند رئیسی گرگانی

ز-ج

درود بر شما "بر آستان تو مشکل توان رسید آری/ عروج بر فلک سروری به دشواریست"

رفسنجان

عالی بوددددددددد موفق باشید

سائره

سلام بزرگوار... بایه غزل به روزم... التماس دعا