/ 4 نظر / 30 بازدید
شبنمکده

درو.د عشق بی درد سر نمی آید وز دلت ساده در نمی آید لیک در بند خویش تا هستی کاری از عشق بر نمی آید

حقیقتا در که باز میشود...

حسینی

با سلام وآرزوی سلامت وسعادت وپویایی!! "درکه بازمی شود،دردبسته می شود" و "نحو من محو توست" ازاتفاق های خوب این شعرند.اما "وامدارمت" وبخش پایانی کمی برام نامفهوم بود.شایدنتوانستم خوب بخوانمش.

اي تي

سلام جناب مير افضلي گرامي از آن شعرهاي ناشي از يك حس آني كه عالي از كار در مي آيند . كلا شعرهاي عاشقانه ناشي از يك حس آني عجيب به دل مي نشينند . عجيب . اشتباه هم كرده باشم كه اين شعر عاشقانه از يك حس آني نيست ، شما به روي خودتان نياوريد و بگوييد بله حق با شماست خانوم !