چند شعر کوتاه: نباریدن ابر


از تمام این ضمایر
                    بی تو کاری بر نمی‌آید
اسم‌ها، جسمند
هرچه خواهد باش

من «تو» می‌خواهم.
::

جایی ندارم و
جایی نمی‌روم
و مقصد تمام سفرهای من تویی.
::

و چشم‌هایت چیست؟
زیباترین متنی که باید خواند
شیرین‌ترین حرفی که باید گفت.
::

خواب‌هایم :
نصفه نیمه
حرف‌هایم :
بی سر و تـه
و فقط این وسط :
بوسه‌های تو بی نقص
خنـده‌هـای تو کامـل.
::

تو با جای خالیت
جهان را گرفتار این بهت
و این بهت را سر به دامان دلتنگی من..
::

سنگ‌ها می‌دانند
چیست معنای نباریدن ابر.

 

/ 17 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
غلامرضا نصراللهی

استاد گرامی با چند شعر کوتاه به روز هستم و منتظر حضور صمیمی و نقد راهگشای شما.

نفسمی

این شعرا خیلی نازن ولی نه به قیافت میادنه به سن وسالت نه به پشم وپیلیت.

بیدل

گر به این گرمی ست آه شعله زای عندلیب،شمع روشن می توان کردازصدای عندلیب/مطلب عشاق،ازاظهارهم معلوم نیست،کیست تافهمد زبان مدعای عندلیب...سلامت باشیدونفستان همواره گرم وبرقرار.

صاحب

سنگهامیدانندچیست معنای نباریدن ابر:سلام زیبابودمثل همیشه عیدمبارک

خردبیر

جناب آغا کلان عزیز سخنگوی خود خوانده کمی تا قسمتی محترم حزب خران با عنایت به سوابق خرکی اینجانب که مشهور به خردبیر میباشم منبعد خردبیر خود خوانده حزب خران , خود را می منسوبم ! چشمانش را تا حالا دیده اید ؟ یعنی با حس شاعرانه نگاه کرده اید ؟ چشمان زیبای غمناکی دارد . سایه ای از غم و انده مشترک در پشت نگاهش موج میزند تا حالا شده در عنفوان نوجوانی حس نوستالژیکتان متورم بشود و یواشکی وارد طویله خر پدرتان بشوید ؟ خر حیوان زیبا و نجیبی است و اگر یواشکی از عقب به خر نزدیک شوید و هر چه سیخونک و ... بخورد اصلا بر نمیگردد نگاه کند . و این کار را آسان میکند !! و او از خجالت تا مدتها نمی تواند از طویله بیرون بیاید ! (مولوی هم ماجراهای خر و کنیزک را به زیبای نقل کرده ) از آنجایی که شعرای نخبه باید جملات قصار و فلسفی ماندگار از خود در کنند ما هم در فراموشخانه سروده ایم که " خر ما یونجه را میفهمید " ! ...آه ای دل بی برش کجا شد خر پدرش ! در نجابت و اصالت خر همین بس که جز در موارد خاص عرعر نمیکند . راستی تا حالا دمش را دیده اید ؟ شبیه دم شیر است و از این نظر با شیر مشترک است . و من بعنوان نخبه فرهنگی این نظریه ع

خردبیر

(ادامه کامنت قبلی ) و من بعنوان نخبه فرهنگی این نظریه علمی را بر پایه داروینیست در کرده ام که احتمالا خر روزگاری سلطان جنگل بوده است . اما آمان از آدمیزاد که سلطان سابق جنگل را خانه نشین کرد و شد غزاله دو منظوره طویله نشین ! ... البته همه خرها که خر قل مراد نمیشدند ! ... ماجراها داشتیم با خر ای دوست ....

سرو

سلام. اشعار کوتاهتون خیلی زیبا و لطیفه.اجازه میفرمایید گهگاه این دل گفته هاتون رو با ذکر نام شاعرش در محبتستانم قرار بدم؟ پاینده باشید.[گل]

مهربون

سلام خوشحالم وب خوب و مفیدی دارید و قدمت کاری شما قابل تحسین هست من متاسفانه طبع شعر ندارم ولی گاهی چیزی مینویسم با اجازه شما رو لینک میکنم وگاهی از مطالبزیبا تون استفاده میکنم

نوشین

استاد گرامی شعراتون فوق العاده زیبان و من همیشه به اینجا سر میزنم تا شعرای جدیدتون رو بخونم

محمد یزدانی جندقی

سلام و درود و وقت به خیر و خسته نباشید به روزم و مشتاق دیدار از این که برای مطالعه مطالب این حقیر وقت می گذارید از شما متشکرم خوشحال می شوم اگر قلمی نیز به نقد و نظر رنجه کنید نظر شما پس از تایید برای استفاده دیگر دوستان نمایش داده خواهد شد سپا س [گل][گل]