رباعیات فکری مشهدی منتشر شد

 

مجموعه رباعیات سید محمد جامه‌باف متخلص به فکری مشهدی معروف به «میر رباعی»، از رباعی‌سرایان قرن دهم هجری، به اهتمام سید علی میرافضلی توسط انتشارات کتابخانه مجلس شورای اسلامی در شمارگان هزار نسخه انتشار یافت.

این مجموعه، دربردارنده 352 رباعی فکری است که بر مبناى دستنویس شماره 4800 کتابخانه مجلس با کمک چهار نسخه جانبى دیگر تصحیح و در 178 صفحه عرضه شده است.

کتاب «رباعیات فکری مشهدی» شامل مقدمه‌ای در بررسی احوال و اشعار شاعر، شیوه رباعی سرایی فکری مشهدی و بررسی مسئله رباعیات سرگردان در دیوان رباعیات اوست. بخش پایانی مقدمه به معرفی نسخه‌های مورد استفاده در کار تصحیح رباعیات فکری مشهدی اختصاص دارد. نسخه اساس این تصحیح، دستنویس شماره 4800 کتابخانه مجلس است که تنها نسخه شناخته شده رباعیات این شاعر است و آن را کاتبی به نام میر حسین حسینى به خط نستعلیق در شهر لاهور کتابت کرده است. این نسخه فاقد تاریخ کتابت است، اما به قرینه خط و کاغذ، احتمال می‌رود در سده یازدهم هجری کتابت شده باشد. این دستنویس 40 برگ دارد و 307 رباعی فکری در آن جای گرفته که یکی از آنها تکراری است. در تصحیح کتاب، علاوه بر دستنویس مجلس از تذکره خلاصة الاشعار تقی الدین کاشانی، تذکره عرفات العاشقین اوحدی بلیانی، مجموعه خطی شماره 4076 کتابخانه ملک و جواهر الخیال محمد صالح رضوی بهره گرفته شده است.

در پایان کتاب، نشانى هر رباعى در نسخه‏هاى مورد استفاده به دقت و با شماره صفحه آمده و اختلاف دستنویس‏ها نیز ذکر شده است. یادداشت‏هاى آخر کتاب به توضیح بعضى لغات و اصطلاحات خاص موجود در رباعیات فکرى مى‏پردازد. در شرح واژگان کتاب از اشعار شاعران دوره صفوى و فرهنگ‏هاى لغت آن دوره یا نزدیک به آن فضاى شعرى استفاده شده و بخشى از یادداشت‏ها نیز مربوط به رباعیات مشترک میان فکرى و دیگر شاعران فارسى (رباعیات سرگردان) است.

از زندگى فکری مشهدی اطلاعات چندانی در دست نیست. اصل او از تربت بوده و به دلیل اقامت طولانى در مشهد، به فکرى مشهدى شهرت یافته است. در نیمه قرن دهم هجرى همانند اغلب هم‏عصران خود به هند کوچید و به دربار اکبر شاه گورکانى راه یافت و به‏سال 973 هجرى در جونپور درگذشت. وی به دلیل اشتغال به رباعی‌گویی در بین هم‌عصران خود به «میر رباعی» شهرت یافته است. اقامت شاعر در هند،‌ در فرهنگ واژگان و نوع خیال‌بندی او اثرهای آشکاری برجای گذاشته است.

فکرى مشهدى در تاریخ رباعى فارسى یک رباعى‏سراى طراز اول نیست. ولی از جمله کسانى است که در دوره صفوی در شکل‏گیرى نوع خاصى از رباعى در زبان فارسى نقش ایفا کرد. داخل کردن موتیوهاى جدید و تشبیهات خاص و تصویرهاى غریب محصول تلاش فکرى مشهدى و نسل پس از اوست که به رباعى فارسى عطر و طعم تازه‏اى بخشید. آن چنان‏که تعدادى از بهترین رباعیات این دوره، وارد مجموعه رباعیات منسوب به ابوسعید ابوالخیر شد و به برکت نام این شیخ، بر زبان اهل ذوق جارى گشت و در تاریخ رباعى فارسى ماندگارى یافت.

تعدادی از بهترین رباعیات فکری مشهدی را اینجا می‌نویسم:

 

دردا که زمانه ناتوان ساخت مرا

بر بستر ناتوانى انداخت مرا

از ضعف چنان شدم که در گوشه غم

 صد بار اجل آمد و نشناخت مرا

..

ما را به رهش روى نیازست امشب

در بر رخ ما ز عیش بازست امشب

اى صبح! تو دم مزن که با آن سرِ زلف

افسانه ما دور و درازست امشب

..

مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت

سودازده عشق، سر از پا نشناخت

هرکس به تو ره یافت، ز خود گم گردید

آن‏کس‏که ترا شناخت، خود را نشناخت

..

نظّاره او موجب حیرانى ماست

عشقش سبب بى سر و سامانى ماست

سر رشته عمر ماست زلفش، امّا

عمرى‏است که باعث پریشانى ماست

..

چشم سیَهَت، آفتِ اهل نظر است

ابروى تو، سر فتنهء دورِ قمر است

خورشید، ز ماهِ عارضت گیرد نور

این قصّه از آفتاب مشهورتر است

..

در خانه خمّار، صلاى عشق است

در پرده عشّاق، نواى عشق است

بى عشق ـ دلا! ـ زندگى‏ات باد حرام

زآن‏روى که زندگى براى عشق است

..

بى‏درد کسى که عشق جانانش نیست

درد و غم عشق در دل و جانش نیست

هر درد که هست امید درمانش هست

جز بى‏دردى که هیچ درمانش نیست

..

آن را که قضا ز خیل عشّاق نوشت

آزاد ز مسجد است و فارغ ز کنشت

دیوانه عشق را، چه هجران چه وصال!

از خویش‏گذشته را، چه دوزخ چه بهشت!

..

اى یاد تو فکر عالمم بُرده ز یاد

وى عشق تو خاک هستى‏ام داده به‏باد

بى یاد تو دم اگر زنم یک ساعت

خاکم به دهن چو شیشه ساعت باد!

..

تا جان ز غم تو بر نخواهد آمد

اندوه دلم به‏سر نخواهد آمد

بیمارم و نیست همدمم جز نفسى

آن‏هم نفسى دگر نخواهد آمد

..

در عشق توام اُمید بهبود نماند

اندیشه نقصان و غم سود نماند

آن عشق و حضورى که دلم داشت، برفت

وآن صبر و قرارى که مرا بود، نماند

..

خوبان که نیاز بیدلان گوش کنند

با لطف دمادمش همآغوش کنند

چندان که بناى عشق محکم گردد

یک‏باره ز خاطرش فراموش کنند

 

/ 9 نظر / 10 بازدید
مجنون لیلی

با "لطف اسفندیار، یا رویای حیات در حیاط خلوت بیت رهبری!!!" به روزم.منتظر رایحه قدوم شما هستم. http://kosareeshgh.blogfa.com/post-513.aspx

کیوان داودیان

با سلام با احترام خواندم و لذّت بردم دست مریزاد. از صاحب بارگاه قدسی بهترین ها را برایتان آرزو می کنم. به کلبه رباعی های حقیر سری بزنید بی صبرانه در انتظار گوشزدهایتان لحظه می شمارم.

فراخوان جشنواره شعر فجر

جشنواره شعر فجر به منظور ارتقاي سطح كيفي شعر و گسترش هرچه بيشتر آن ،به عنوان پشتوانه فرهنگي و ثروت ملي،پنجمين چشنواره بين المللي شعر فجر برگزار مي شود. اميد است شركت فعال و موثر كليه عزيزان شاعر ، باهر گرايش ، سليقه و سبك شعري موجب بالندگي هرچه بيشتر اين هنر ملي گردد. اين جشنواره كاملا رقابتي است و تمام سنين، مضامين، قالب ها و حوزه هاي شعري (سنتي،نيمايي و سپيد، سرود و ترانه) و بخش ويژه كودك و نوجوان را در بر مي گيرد. بديهي است ارزيابي براساس آثار ارسالي خواهد بود و از برگزيدگان در مراسم اختتاميه تقدير شايسته اي به عمل خواهد آمد شرايط شركت: ارسال مجموعه هاي شعر منتشر شده در فاصله زماني 1388و 1398 يا حداقل 10 و حداكثر20 صفحه شعر (از تازه سروده ها) در هر يك از بخش هاي موردنظر شاعران تكميل و ارسال فرم شركت در جشنواره به ضميمه يك برگ تصوير شناسنانه يا كارت ملي لینک فرم ضمیمه: http://ibna.ir/images/docs/files/000083/nf00083419-1.JPG مهلت ارسال آثار: تا پايان آبان ماه 1389 نشاني دبيرخانه : تهران،خيابان شهيد مطهري،خيابان قايم مقام فراهاني،خيابان فجر،پلاك 7 ،طبقه چهارم تلفن:88342979 نمابر:88861324

میرزایی

سلام عزیز سکسکه های یک مست بروز شد هر چه دیوار زا تو دورم کرد مرگ بر شاه شاه وارونه منتظرم نادعلی

نسرین

سلام آن را که قضا ز خیل عشّاق نوشت آزاد ز مسجد است و فارغ ز کنشت دیوانه عشق را، چه هجران چه وصال! از خویش‏گذشته را، چه دوزخ چه بهشت! دست شما درد نکنه آقای میر افضلی

میرحسینی

همت شما در معرفی آثار کمتر شناخته شده و یا ناشناخته ایران ستودنیست. درود بر شما هم استانی دوست داشتنی

راثی پور

مجنون تو کوه را ز صحرا نشناخت سودازده عشق، سر از پا نشناخت هرکس به تو ره یافت، ز خود گم گردید آن‏کس‏که ترا شناخت، خود را نشناخت ..سلام استاد این رباعی به دنیائی می ارزد ممنون از اطلاع رسانیتان ارادتمندیم و دعا گو

کنده نیمسوز

زنده باشید آقا .