۱۳٩٢/٤/٢٩


«ستیز با نهضت جهانی هایکو»،
کوتاه‌سرایی در شعر مدرن در گفتگو با سید علی میرافضلی
روزنامه فرهیختگان، شنبه 29 تیر 92، ص 11

تندخوانی به یکی از آفت‌های نقد امروز بدل شده و بسیاری از منتقدان کم حوصله، با مرور سطحی کتاب‌ها، تکلیف خودشان را با آنها روشن می‌کنند. «آهسته خوانی» دعوت دوباره‌ای است به اینکه برای متون ادبی وقت بگذاریم.
گستردگی یک متن، ربطی به کوتاه یا بلند بودنش ندارد. بسا شعرهای بلندی که متون بسته‌ای بیش نیستند و ای بسا شعرهای کوتاه که ذهن مخاطب را به تقلا و تعامل وا می‌دارد.
مجموعه شعر «آهسته خوانی»، فراخوان جدی گرفتن حرکت شعر کوتاه امروز است.
کسی که به شعر کوتاه نیمایی منزلت ویژه‌ای داد، محمد زهری است که در دهه چهل و پنجاه آغازگر راه جدیدی در این عرصه بود.
شعر کوتاهی که من در دو دهه گذشته به دنبال ‌آن بوده‌ام، شعری است که از گذشته تاریخی خود بی‌خبر نیست و به شگردها و شیوه‌های شعر کوتاه ایرانی بالاخص رباعی توجه خاص دارد.
کتاب «هایکو» احمد شاملو و پاشایی که در آغاز دهه شصت انتشار یافت، با آن ترجمه خوشخوان و شاعرانه و موجز، به شیوع و رسوخ هایکو در ذهن شاعران و خوانندگان ایرانی بسیار کمک کرد.
تولیدات یک‌دست و فابریکی که صنعت جهانی هایکو دارد عرضه می‌کند، عرصه را برای شعرهای کوتاه متفاوت و متنوع تنگ کرده است.
دستورالعمل‌های هایکو به مخاطبان جهانی هایکو،  احساس شاعر بودن را که خیلی از جوانان بدان نیاز کاذب دارند، بدون مشقت خاصی  عطا می‌کند.
پیشینه شعر کوتاه مکتوب در ادب فارسی به حدود هزار سال می‌رسد.
داشته‌های فرهنگی ما، امکاناتی برای ما به ارمغان آورده که در اختیار دیگران نیست. ما با ریشه‌هایمان زنده‌ایم. و متأسفانه کمتر سراغ این سرچشمه‌ها و آبشخورها رفته‌ایم.
در مناطق بلوچستان و رودبار (جنوب کرمان)، نوعی شعر مردمی وجود دارد که به «لیکو» مشهور است. لیکو، شعری کوتاه دو سطری است که آن را می‌توان کوتاه‌ترین شعر جهان نامید.
«آهسته خوانی» هم به پیشینه شعر کوتاه فارسی نظر دارد و هم به دستاوردهای شعر نوین فارسی بی توجه نیست.


فایل Pdf گفتگو را از اینجا دریافت کنید.

 





کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه و کلمات کلیدی :گفتگو

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/٢٩
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳٩۱/۱٢/٥

اشاره: خبرگزاری ایسنا (منطقه کویر) با من گفتگویی در مورد شعر کوتاه انجام داده که متن آن را با حذف مقدمه و مؤخره‌اش اینجا می‌گذارم.

 

آقای میرافضلی! می‌خواهم تعریف شعر کوتاه را از زبان شما بشنوم. این شعر چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟

شعر کوتاه، مجموعه‌ای از امکانات و توانمندی‌های شعر فارسی از گذشته تا امروز است که در قالب‌ها و فرم‌های گوناگونی گرد آمده‌ است؛ از قالب‌های سنتی مثل رباعی و دوبیتی گرفته تا امکانات جدیدی که شعر امروز ما در اختیار شاعران قرار داده است و نیم نگاهی هم به جریان جهانی شعر کوتاه دارد؛ همچنین ظرفیت‌های بکری که در شعر محلی ما هست. مجموعه این فرم‌ها و قالب‌ها را می‌توان تحت عنوان شعر کوتاه گنجاند. و از این لحاظ، زبان فارسی یکی از غنی‌ترین زبان‌هاست. با امکانات گسترده‌ای برای بیان انسان امروز. در این شرایط، تعریف واحدی برای همه این‌ ظرفیت‌های متنوع دادن، کار دشواری است. در مورد شعر کوتاه میان اهل فن، اتفاق نظری بر روی خیلی از این ویژگی‌ها نیست و ممکن است هر صاحبنظری در این حوزه ویژگی‌هایی را در نظر بگیرد. حتی در مورد حد و حدود شعر کوتاه هم اجماعی وجود ندارد؛ مثلا اینکه شعر کوتاه چند سطر باید باشد.

خودِ شما چه تعریفی از این شعر دارید؟

از نظر من، شعری را می‌توان در نوع «شعر کوتاه» گنجاند که کمتر از 10 سطر و یا در معیار شعر قدیم ده مصرع داشته باشد؛ حالا هر شعری باشد و هر اسمی داشته باشد: شعر کوتاه سپید، نیمایی، ‌سنتی، محلی،‌ هایکو، ‌هایکوی ایرانی، ترانک، نوخسروانی، سه‌گانی، طرح، رباعی نیمایی و غیره. در شعر کوتاه، باید کشفی زبانی، تصویری و فکری در کانون شعر وجود داشته باشد. درک و شهود آنی در آن باشد و کانون شعر، در وهله اول با ذهن مخاطب تلاقی کند؛ ‌یعنی رویدادی زبانی، تصویری و یا نکته فکری خاصی از آن به ذهن بیاید. این یک واقعیت است که شعر کوتاه چون فشردگی دارد، باید اتفاق و کشفی در آن باشد و با ذهن مخاطب ارتباط اولیه را برقرار کند. این یک ویژگی عام برای همه انواع شعرهای کوتاه است. منتها برخی شعرهای کوتاه سنتی ممکن است ویژگی خاصی داشته باشند. این را هم بگویم که شعر کوتاه با ایجاز پیوندی ناگسستنی دارد. باید موجز باشد. معماری کلمات فشرده و دقیق باشد تا در کمترین تعداد کلمه، آن نکته و کشفی را که در شعر هست ارایه کند.

در مورد گونه‌های مختلف شعر کوتاه در زبان فارسی هم توضیح دهید.

به طور کلی جریان شعر فارسی می‌توان در دو بخش بررسی کرد: شعر قبل از نیما و شعر بعد از نیما. شعر کوتاه را نیز می‌توان در دل همین دو جریان پیگیری کرد. قالب‌های سنتی شعر کوتاه فارسی مربوط به دوران قبل از نیما هستند؛ مثل تک بیت، رباعی، دوبیتی و قطعات کوتاه. بعد از انقلابی که نیما یوشیج در شعر فارسی صورت داد و مناظر و مرایای آن را عوض کرد، امکاناتی پیش‌روی شاعران قرار گرفت و گونه‌های مختلف شعر نو، از قبیل شعر آزاد، نیمایی و شعر سپید وارد حوزه امکانات شعر فارسی شد. در این گونه‌ها، شاعر می‌تواند شعرش را از یک سطر شروع کند و بسته به ظرفیت درونی شعر، تا بی نهایت ادامه دهد. ما آن دسته از شعرهای نویی را که تا ده سطر هستند، به لحاظ شکلی شعر کوتاه تلقی می‌کنیم. در حال حاضر، شعرهای کوتاه نیمایی و سپید، غالب‌ترین گونه‌های شعر کوتاه در ادبیات امروز است. از طرفی،‌ بخش عمده‌ای از شعرهای محلی و به اصطلاح بومی‌سروده‌های ما در قالب شعر کوتاه جای می‌گیرند. مثل لیکوهای رودباری و بلوچی که مردم کرمان و بلوچستان بدان‌ها مترنم هستند و کوتاه‌ترین قالب شعری زبان فارسی به شمار می‌رود. واسونک‌های شیرازی و سه خشتی‌های کردی هم در این گونه شعری جای می‌گیرند.

قبول دارید که شاعران نسل جوان ما خیلی از شعر کوتاه استقبال می‌کنند؟

شعر کوتاه صرفاً در بین نسل جدید رواج ندارد. ما بیش از هزارسال است که سنت شعر کوتاه در شعر دری فارسی داریم.  قبل از اسلام هم گونه‌هایی شعری داشتیم که پشتوانه‌ای است برای شعر کوتاه امروز محسوب می‌شود، مثل خسروانی‌ و لاسکو. بعد از آنکه اخوان ثالث به معرفی خسروانی پرداخت و بر اساس آن قالبی را پیشنهاد داد به عنوان «نوخسروانی» که مورد اقبال نسل جدید قرار گرفت و آقای فولادی بر همین مبنا، قالب «سه‌گانی» را معرفی کرد. بنابراین، شعر کوتاه چیزی نیست که منحصر به دوران جدید باشد. مردم ما از گذشته‌های دور به شعر کوتاه گرایش داشتند چه در ادب رسمی و چه در ادبیات شفاهی. می‌بینیم شاعران بزرگی چون خیام و بابا طاهر فقط شعر کوتاه می‌سرودند. و همان طور که گفتیم، در ادبیات بومی هم شعر کوتاه از اصلی‌ترین قالب‌ها بوده است. البته، نمی‌توان کتمان کرد که در دو دهه اخیر، گرایش شاعران و مخاطبان به این گونه شعری بیشتر شده است.

دلیلش چیست؟

یکی آن پیشینه پرباری است که شعر کوتاه داشته و در حافظه جمعی ما رسوخ داشته است. بعد، اقتضائات دنیای مدرن هم که پیش آمده و شاعران به کوتاه‌نویسی روی آورده‌اند، مورد پذیرش قرار گرفته است. یکی از ویژگی‌های مهمی که شعر کوتاه دارد آن است که راحت به خاطر سپرده می‌شود و قابل نقل است. اصلاً همین ویژگی باعث شده که شعرهای کوتاه ما چه در قدیم و چه در دوران معاصر، به اسم چند نفر نقل شوند. شعر کوتاه چکیده یک حس و تصویر و اندیشه است و مثل‌واره‌ای است که در تأیید کلام و همراهی و همخوانی با حس مخاطب از ضریب اثرگذاری بالایی برخوردار است. علاوه بر همه این ویژگی‌ها، جهان به مینی‌مالیسم توجه دارد چه در داستان، چه در فیلم، و چه در شعر. ابزارهای نوین ارتباطی هم به این گرایش دامن زده، مثل پیامک یا اینترنت. حقیقتش را بخواهید، در دوران اخیر نه مردم حوصله و فرصتی برای شعرهای بلند دارند و نه خود شاعران!

به نظر شما این اتفاق و این استقبال عمومی از شعر کوتاه یک مزیت محسوب می شود؟

به قول روزنامه‌نگاران و سخنرانان، این هم تهدید است و هم فرصت. اینکه مردم مجال ندارند، فرصت برای هر کاری کم شده است، واقعیت دنیای امروز است. ما در دنیای امروز دچار شتاب‌زدگی هستیم و سرعت زندگی واقعا زیاد است. این شتاب همه شئونات اندیشگانی و زبانی ما را تحت تاثیر قرار داده است. البته به عقیده من، نقطه مثبت چنین تحولی می‌تواند این باشد که بیان شاعران باید به حدی از ایجاز برسد که با حداقل کلمات بیشرین اثرگذاری را داشته باشد. هر چند نسل قدیم ما هم که ابزارهای نوین و دیجیتال در اختیارشان نبوده، نیز بدین ویژگی توجه خاصی داشتند.

اما برخی این ضعف را به شعر کوتاه نسبت می‌دهند که به همان سرعت که به ذهن می‌نشیند از ذهن هم بیرون می‌رود.

این را به عنوان یک اصل کلی نمی‌توان بیان کرد. طبیعی است که شعر بلند به حافظه سپردنش دشوارتر است، اما در مورد شعر کوتاه این‌گونه نیست و به راحتی می‌توان آن را به ذهن سپرد. ولی بحث ماندگاری شعر ربطی به کوتاه یا بلند بودن‌آن ندارد و مربوط به جوهره شعری است. چگونه است که رباعیات خیام بعد از گذشت 700 سال از دوران زندگانی این شاعر، هنور در ذهن مردم پایگاه و جایگاه دارد و نسل های متمادی آن را به حافظه سپرده‌اند و حتا ترجمه آنها نیز برای مخاطبان غیر ایرانی جذابیت دارد؟ پس کوتاه بودن دلیلی بر این نیست که شعر زود هم از ذهن بیرون برود.

با این اوصاف، شما آینده شعر کوتاه را چگونه می‌بینید؟ آیا می‌تواند جریانی مستمر و البته تاثیرگذار داشته باشد؟

پیش‌بینی استمرار هر چیزی بخصوص در حوزه شعر، کار دشواری است. اما من حدس می‌زنم هر چه جلوتر برویم الزام به کوتاه شدن حد و حدود شعرها بیشتر می‌شود، چون سرعت زندگی ما بیشتر می‌شود. قبلا هم گفتم این شتاب‌،‌ واقعیت دنیای امروز ماست که جریان‌های ادبی نیز نمی‌توانند خودشان را از آن برکنار نگه دارند. شعر کوتاه، آینده شعر امروز ما خواهد بود و آینده با این‌گونه شعری معنی می‌شود. با این شرایطی که پیش روست، من به استمرار این شعر معتقدم. ولی پیش‌‌بینی اثرگذاری آن کار سختی است. اثرگذاری مربوط به ذات شعر است و عوامل بیرونی دخالت کمی در آن دارد. اما این هم یک واقعیت است که وقتی یک گروه بر کاری متمرکز شوند و در کار خود  درست عمل کنند، احتمال اثرگذاری بیشتر خواهد شد. من خوش‌بین هستم که شعر کوتاه امروز می‌تواند به حیات خود در آینده ادامه دهد و به جریان مسلط شعر ما تبدیل بشود.

به این هم خوش‌بین هستید که شعر کوتاه فارسی بتواند مثل هایکوهای ژاپنی در سطح جهانی مطرح شود؟

به نظر من هایکو وضعیت خیلی ویژه‌ای دارد. دلیل اقبال به هایکو چند چیز است؛ یکی اینکه اندیشه‌ای که پشت هایکو هست، جذابیت‌هایی برای مردم امروز دارد. سادگی تصویری و اقتصادی بودن هایکو یکی از عوامل توجه ملل مختلف به آن است و ترجمه‌پذیری هایکو، زمینه گسترش عجیب و غریب آن را فراهم آورده است. همچنین، برای هایکو دستورالعمل‌هایی ارایه کرده اند که به مخاطبان جهانی هایکو این احساس را داده که با تبعیت از آنها می توان به راحتی هایکو سرود و با اندک مشقتی می‌توان وارد عرصه شاعری شد. یعنی این دستورالعمل‌ها، احساس شاعر بودن را که خیلی از مردم بدان نیاز کاذب دارند، براحتی به کاربران هایکو عطا می‌کند. هایکو، هم‌اکنون فراگیرترین قالب شعری در جهان است به طوری که شاید هیچ فرم شعری دیگری نتواند بدین درجه از اقبال دست پیدا کند.

یعنی اتفاقی که در مورد رباعیات خیام افتاد، قابل تعمیم به تمام گونه‌های شعری نیست؟

درست است که رباعیات خیام اقبال جهانی زیادی داشته و به ده‌ها زبان زنده ترجمه شده است، اما با هایکو یک تفاوت ظریف و اساسی دارد. هایکو به یک فرم جهانی برای شعر گفتن تبدیل شده، اما رباعیات خیام شعرهایی هستند برای خواندن و لذت بردن. نه فرمی برای سرودن و رفع نیاز شاعری. به نظر من، این اقبال جهانی که هایکو از آن برخوردار است، برای هیچ شعری در هیچ زبانی تکرار نمی‌شود.

شما گفتید برای سرودن هایکو دستورالعمل‌هایی ارایه شده و این، کار را برای شاعران ساده کرده است. نمی‌توان برای شعر کوتاه فارسی هم این کار را کرد؟

درست است آنچه که به جهانی شدن هایکو کمک کرده، یکیش همن دستورالعمل‌هاست. اما به نظر من، ذات شعر با دستور العمل بیگانه است. شعر فراتر از همه دستورالعمل‌ها حرکت می‌کند و قالب خشت زنی نیست که بتوان مصالح را در آن ریخت و از آن شعری تولید کرد. چیزی که برای هایکو اتفاق افتاده، درست است که منجر به ایجاد یک جریان جهانی هایکونویسی شده است، اما کسالت را در این نوع شعر به حد اعلا رسانده و فقط به درد آدم‌های میان‌مایه‌ای می‌خورد که دوست دارند با کمترین زحمت به عنوان شاعر شناخته شوند. بخصوص در عرصه اینترنت که بسیار هم جواب داده است! بنابراین، راه حل جهانی شدن، رسیدن به دستور العمل نیست.

برگردیم به همان بحث شعر کوتاه فارسی؛ چهره‌های شاخص این حوزه را در کرمان چه کسانی هستند؟

کرمان در عرصه شعر کوتاه حرف زیادی برای گفتن دارد. نه امروز؛ از چندین سال قبل شاعران کرمانی به شعر کوتاه توجه داشته‌اند. آقای محمد شریفی نعمت‌آباد چندین سال است که در سطح استانی و ملی حضور مستمری دارد؛ کتاب شعر "اگر سکوت خداوند" او از بهترین‌های شعر کوتاه است. آقای مرتضی دلاوری پاریزی هم اشعارکوتاه نیمایی خیلی خوبی دارد. آقای حمید نیک‌نفس هم مجموعه "ساعت کلاغ"ش دارای لحظات درخشانی است. خانم "شهین خسروی‌نژاد" هم دو سه کتاب دارد که اغلب آن را شعر کوتاه تشکیل می‌دهد. ایشان به یک زبان و بیان شخصی در شعر خودش دست یافته است. آقای غلامرضا کافی با مجموعه «ترانک‌ها»یش فضای جدیدی در شعر کوتاه امروز ایجاد کرد و شعرهای کوتاهش توفیق زیادی در جذب مخاطبان داشت. همچنین باید از آقای مجید رفعتی یاد کرد که با اولین مجموعه شعر کوتاه خود با عنوان «همه چیز عادی است» توانست نگاه‌ها را در کشور به سمت شعر کرمان معطوف کند. شعر کوتاه این شاعران کرمانی الگوی بسیاری از شاعران کشور است. مثلاً اشعار آقای شریفی در سطح ملی به شدت مورد اقبال نسل جوان قرار گرفته است.

با این حساب، به نظر می‌رسد شاعران کرمان سهم زیادی در شعر کوتاه امروز در کشور داشته باشند؟

بله. کرمان در شعر کوتاه ایران سهم قابل توجهی دارد. در حوزه کلاسیک مثل دوبیتی و رباعی ممکن است در سطح ملی چهره‌های شاخصی نداشته باشیم، اما در شعرهای کوتاه سپید، نیمایی همانطور که گفتم، چهره‌های شاخص ملی داریم.

منبع: خبرگزاری ایسنا





کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه و کلمات کلیدی :گفتگو

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٥
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸۸/٦/۱٦

 

سیدعلی میرافضلی، شاعر، شعرهای سه سال اخیرش را در مجموعه‌ای شامل ۵۰ قطعه شعر نیمایی آماده انتشار دارد. وی همچنین دو کار پژوهشی درباره رباعیات سنایی و اوحدالدین کرمانی را به‌زودی آماده انتشار می‌کند.

 

میر‌افضلی در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) درباره این مجموعه شعر آماده انتشار گفت: عنوان این مجموعه «خواب گنجشک‌ها» است و 50 قطعه از اشعار نیمایی من را که در سه سال گذشته سروده شده‌اند، شامل می‌شود.


وی در توضیح موضوع و فضای این سروده‌ها گفت: این سروده‌ها از لحاظ موضوعی بسیار متنوع هستند و تقسیم‌بندی آن‌ها دشوار است. برخی از آن‌ها اجتماعی و برخی بیان احوالات شخصی است و در کل هر یک دارای فضای متفاوتی است.


این شاعر اشاره کرد: این مجموعه آماده انتشار است؛ اما هنوز تصمیم قطعی برای چاپ آن نگرفته‌ام.                                                                                                   

تصحیح رباعیات سنایی و اوحد‌الدین کرمانی

وی در ادامه به برخی کارهای پژوهشی که در دست اقدام دارد اشاره کرد و توضیح داد: تصحیح «رباعیات سنایی غزنوی» را بر اساس نسخه‌های جدیدی از دیوان سنایی در دست دارم. کلیات سنایی تا‌کنون چندین‌بار منتشر شده؛ اما دراین تصحیح حدود ۲۰۰ رباعی علاوه بر رباعی‌های سابق سنایی گردآوری و گنجانده شده است.


میرافضلی با اشاره به تصحیح مدرس رضوی و مضاهر مصفا از دیوان اشعار سنایی تصریح کرد: حدود نیم قرن از آن تصحیح‌ها می‌گذرد و بعد از آن تاریخ نسخه‌های جدیدی از دیوان سنایی یافت شده که این امر تصحیح مجدد این رباعیات را ضروری می‌کرد.


وی که از چند نسخه مهم دیوان سنایی متعلق به کتابخانه‌های مجلس و ملک برای این تصحیح مدد گرفته است، اظهار داشت: سنایی یکی از شاعرانی است که در تحول رباعی فارسی نقش مهمی را ایفا کرده و رباعیات او بلافاصله پس از انتشار توجه محافل عرفانی را به خود جلب کرده است.


این شاعر تصحیح و ارائه یک نسخه منقح از اشعار سنایی را ضرورتی انکارناپذیر خواند و یادآور شد: با توجه به تاثیرگذاری سنایی در تاریخ رباعی، در مقدمه این تصحیح نقش سنایی در تحول رباعی و ضرورت تصحیح مجدد آثار او را با ذکر دلایل آورده‌ ام.


وی با تاکید بر ارائه تحقیقات گسترده درباره زندگی سنایی به ویژه توسط شفیعی کدکنی ادامه داد: در مقدمه کتاب به اختصار به زندگی‌نامه سنایی پرداخته‌ام و امیدوارم در کار تصحیح از اشراف و نظارت استاد شفیعی کدکنی بهره‌مند شوم.


میرافضلی علاوه بر تصحیح رباعیات سنایی تصحیح «رباعیات حامدبن ابی‌الفخر اوحدالدین کرمانی» را نیز در دست دارد. وی درباره این تصحیح گفت: پیش‌تر رباعیات اوحدالدین در ایران و ترکیه منتشر شده بود. اما بنده بر اساس نسخه جدیدی از این رباعیات که از ترکیه تهیه کرده ام قصد دارم تصحیح جامع‌تری نسبت به تصحیح قبلی این اثر که کار احمد ابومحبوب بود ارائه دهم. ضمن آنکه چاپ ترکیه نیز به دلیل بی دقتی و عدم تسلط مصحح آن، یک تصحیح علمی به‌شمار نمی‌رود.


وی اشاره کرد: مجموعه رباعیات اوحدالدین کرمانی که از نسخه‌های مختلف گردآوری شده دارای 
۲4۰۰ رباعی است که تصحیح جدید آن حدود ۲۰۰ رباعی نسبت به چاپ قبلی اضافه‌تر دارد.


این شاعر در توضیح سایر بخش‌های این تصحیح گفت: این تصحیح مشتمل بر زندگی و آثار اوحدالدین و نقش او در تاریخ رباعی می‌شود و در آن به بحث رباعیات سرگردان که به بررسی انتساب یک رباعی به چند شاعر اختصاص دارد نیز پرداخته‌ام.


سیدعلی میرافضلی متولد 
۱۳۴۸ در رفسنجان و فارغ‌التحصیل رشته ادبیات فارسی از دانشگاه تهران است.  ز جمله آثار منتشر شده او می‌توان مجموعه شعر «تقویم برگ‌های خزان» توسط نشر نشر زلال(۱۳۷۳)، گزیده شعرهای کوتاه « گنجشک ناتمام» توسط نشر همسایه(۱۳۸۳)، «رباعیات خیام در منابع کهن» توسط مرکز نشر دانشگاهی(۱۳۸۲)، «گوشه تماشا» (مروری بر جریان رباعی معاصر از ۱۳۰۰ تا ۱۳۸۲ ش) و «تمام ناتمامی‌ها» توسط نشر تکا را نام برد.

 

منبع: خبرگزاری کتاب ایران/ اول شهریور 1388

 





کلمات کلیدی :گفتگو و کلمات کلیدی :مسایل رباعی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱٦
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٧/٢/۳۱

مجله شعر در اسفند ماه گذشته مصاحبه‫ای با من انجام داده که در شماره آخر این نشریه چاپ شده است. بخشی از این مصاحبه را که به جریان رباعی امروز اختصاص دارد، اینجا می‫آورم.

..

رباعی از قالبهایی بود که بعد از انقلاب مورد اقبال و توجه شاعران نسل انقلاب قرار گرفت، اما تب آن خیلی زود فروکش کرد. علت آن از نظر شما چه بود؟

همان طور که می‫دانید نیما یوشیج از میان قالبهای سنتی به رباعی و دوبیتی توجه ویژه‫ای داشت و گواه آن 600 رباعیی است که در مجموعه آثار او به چاپ رسیده است. با این حال، حس نوگرایی نیما کمتر در رباعیاتش بروز و ظهور یافت و زبان کهنه و زمخت و پردازش نشده او، تا مدتها مانع از آن بود که شاعران نوپرداز گرایشی به این قالب کهن داشته باشند. در اواسط دهه پنجاه و در ایام نزدیک به پیروزی انقلاب، منصور اوجی با مجموعه ای کوچک اما تأثیرگذار از رباعیاتش، در احیای این قالب نقش مهمی ایفا کرد و با پیروزی انقلاب، رباعی به یکی از قالبهای مطلوب شاعران دوران انقلاب بدل شد و این توجه تقریباً یک دهه ادامه یافت. قیصر امین پور و حسن حسینی و جمعی دیگر از شاعران انقلاب، کسانی بودند که کارهای ماندگاری در این قالب بجا گذاشتند. مرحوم امین پور یکبار برای من از تأثیر رباعیات اوجی در کتاب «مرغ سحر» در توجه شاعران این نسل به رباعی سخن گفت. شاعران انقلاب مفاهیم جدیدی را وارد حوزه پر سابقه رباعی کردند. اما با پایان یافتن جنگ، دوران افول رباعی هم آغاز شد و تقریباً رباعی تا چندین سال از خاطرها فراموش شد. علت افول رباعی را نخست می‫توان در تقلیدها و کُپی کاریهای مکرری دانست که شاعران ریز و درشت از روی دست بزرگان این عرصه انجام دادند و رمق این قالب را گرفتند. و دیگر، تغییر ذائقه علاقه مندان شعر در فضای بعد از جنگ و فروخوابیدن هیجانات ناشی از آن نیز یکی از دلایل افت رباعی محسوب میشود. اما خوشبختانه، بعد از یک دهه خمول و خموشی، رباعی در سالهای اخیر جان دوباره گرفته است و شاعران جوان ظرفیتهای جدید آن را مورد توجه قرار داده‫اند.

به نظر شما این حرکت تا چه حد جدی است؟

در سالهای اخیر چندین مجموعه مستقل رباعی چاپ شده و بعضی از آنها به چاپ دوم و سوم هم رسیده است. و این مسئله نشان می‫دهد که هم خود این شاعران کارشان را جدی گرفته‫اند و هم جامعه ادبی آنها را جدی گرفته است. جالب اینجاست که تقریباً همه این رباعی سرایان جدید در نقطه‫ای غیر از تهران که به درست یا نادرست پایتخت ادبی کشور تلقی می‫شود، کار خود را انجام داده‫اند و تأثیر خود را گذاشته‫اند. در کرمانشاه، بیژن ارژن با دو مجموعه «پیراهنی از آه برایت دارم» (1377) و «بی هم شدگان» (1384، 1386)، در شیراز، ایرج زبردست با «خنده های خیس» (1378)، «باران که ببارد همه عاشق هستند» (1382، 1385) و «دیروزهای فردا» (1386) و اخیراً میلاد عرفان پور با مجموعه «پاییز بهاری است که عاشق شده است» (1386) و در ایلام، جلیل صفربیگی با چهار مجموعه رباعی: «و» (1382)، «هیچ» (1383)، «انجیل به روایت جلیل» (1384) و «کم کم کلمه می‫شوم» (1386) فارغ از هیاهوهای بیحاصل مرکز، جریانی را ایجاد کردند که موجب احیای دوباره این قالب شد. جالب اینجاست رباعیات ارژن و زبردست و صفربیگی هر کدام دارای طعم متمایزی است و مرزهای روشنی دارند که باعث می‫شود به ندرت آنها را با هم اشتباه بگیریم. هر سه این افراد به جریان امروز شعر فارسی و بقول سیاسیون به گفتمان غالب شعر این روزگار نیز نیم نگاهی دارند. البته این تعریف و تمجیدها نباید مانع از آن شود که ما آسیبها و آفتهای این جریان را ندیده بگیریم. یکی از این آفات، فیلسوف مآبی غیر ضروری است که در بعضی از رباعیات این دوستان به چشم می‫خورد. همچنین، دل بستن به القاب و عناوین ژورنالیستی، از قبیل خیامی دیگر و ازین قبیل مدالهای نا معتبر، ممکن است باعث نوعی خود بسندگی و اقناع فریبنده شود که قاتل پیشرفت و خلاقیت ادبی است. سعی در مدرن نمایی نیز از طریق بازیهای نحوی و زبانی و تغییر چیدمان کلمات که در سطوح ظاهری شعر اتفاق می‫افتد و راه به درون آن نمی‫برد، آسیب دیگری است که رباعی امروز را تهدید می‫کند. با این همه، من به آینده این حرکت بسیار خوش‫بینم.

 

 





کلمات کلیدی :گفتگو و کلمات کلیدی :مسایل رباعی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳۱
    لینک مطلب   نظر شما ()



۱۳۸٦/۱٠/۱۱

 

دوست گرامی آقای سایر محمدی به بهانه انتشار کتاب «دارم به ساعت مچیام فکر میکنم» مصاحبه تلفنی با صاحب این وبلاگ انجام داده که نتیجه آن در صفحه آخر روزنامه ایران روز چهارشنبه 5 دی ماه در ستون «امروز با...» به چاپ رسیده است. البته خاصیت مصاحبه تلفنی این است که مصاحبه شونده ناشی مثل من دستپاچه میشود و حرفهای بیربط میزند و مصاحبه کننده دست به قلمی مثل آقای محمدی قدری از تراوشات ذهن و ضمیر خود را داخل مصاحبه میکند. ضمن سپاس از آقای محمدی، بقول سیاسیون برای تنویر افکار عمومی و ثبت در تاریخ، توضیحی چند بر این مصاحبه مینگارم ...

..

کتاب شاعران قدیم کرمان که در انتهای «دارم به ساعت مچیام فکر میکنم» تاریخ نشر آن سال 1385 قید شده و آقای سایر محمدی آن را در شمار آثار منتشر شده من آوردهاند، به همت نشر کازرونیه در حال چاپ است و امیدوارم ظرف دو سه هفته آینده چاپ شود. در مورد این کتاب وقتی چاپ شد، گفتنیها گفته خواهد شد. البته قرار بود «شاعران قدیم کرمان» قبل از مجموعه شعر جدید من چاپ شود که نشد.

..

کتاب شعر خواب گنجشک هم که آماده چاپ تلقی شده است، قرار است تا پایان امسال سر و سامان بگیرد و دربردارنده بخشی از شعرهای سال 1385 و تمام شعرهای سال 1386 است و ادامه منطقی کتاب «دارم به ساعت مچیام فکر میکنم» و انشاءالله قدری پخته تر و پرداخته تر خواهد بود. چاپ این کتاب هم منوط به عوامل زیادی است که در موقع خودش باید برای آن فکری کرد.

..

کتاب «دارم به ساعت مچیام فکر میکنم» فاقد هر نوع شعر سپیدی است و اینکه در مصاحبه از شعرهای سپید این مجموعه سخن به میان آمده است، صحیح نیست و بنده قاعدتاً اشارهای به وجود شعر سپید در این دفتر نکردهام. در سرتاسر این مجموعه، ما با سه قالب شعری سر و کار داریم. وجه غالب آن شعر نو نیمایی است، با مقداری غزل و چهارپاره. همین و بس.

..

غزلهای این کتاب، به هیچ وجه باقی مانده سروده های دفتر اول من که در سال 1373 چاپ شد نیست. بلکه محصول همین سالهاست و از لحاظ فضا و زبان و تا حدودی فرم با غزلهای آن کتاب فاصله اساسی دارند و البته بسیاری از دوستان، غزلهای «تقویم برگهای خزان» را بیشتر میپسندند که آن بحث جداگانهای است. بنابراین، غزلهای دفتر جدید، لااقل از نگاه من، متعلق به یک دوران سپری شده نیست!

..

اینکه نوشتهاند: «13 سال تجربه و تمرین پشت این دفتر خوابیده است»، به هیچ وجه حرف بنده نیست. من بنا به دلایلی از سال 1374 تا 1383 تقریباً شعر را کنار گذاشتم و هیچ تجربه و تمرینی در این خصوص نداشتم. مگر اینکه مطالعه را نیز در شمار تجربه و تمرین بیاوریم. شعرهای «دارم به ساعت مچیام فکر میکنم»، محصول سالهای 1383 تا 1385 است و اگر تجربه و تمرینی هست، حاصل همین سه سال است و بس.

..

اینکه گفتهام در این دفتر به نوعی تسلط نسبی در زبان دست یافتهام و یکی از دوستان عزیز، تلفنی متذکر بزرگنمایی این جمله شد، در قیاس با دفتر اول خودم است که در سال 1373 چاپ شد و کارهای سالهای 1367 تا 1372 را در بر میگیرد. در واقع این تسلط نسبی، یک نوع مقایسه بین کارهای خودم است نه دیگران. و تا حدودی امری طبیعی هم هست که در سیر زمانی منطقی، تسلط آدم به زبان رو به افزایش میگذارد و کلمات در ذهنش صیقل یافتهتر حضور مییابد.

..

در مورد شعرهای دفاع مقدس هم ظاهراً نوعی سوء تفاهم در ذهن آقای سایر محمدی شکل گرفته است که شاید ناشی از توضیحات ناقص من یا عدم دسترسی ایشان به کتاب «تقویم برگهای خزان» باشد. در دفتر اول شعرهای من، تقریباً هیچ شعری اشاره مستقیمی به سالهای دفاع مقدس ندارد و فقط اثرات اجتماعی آن، دستمایه بعضی شعرهای مجموعه قرار گرفته است. شعرهایی که در دوران جنگ گفتهام و بعضاً در جراید و کتابهای همان موقع چاپ شده است، به دلیل ناپختگی جایی در دفتر اول شعرهای من پیدا نکرده است.

..

متن مصاحبه را اینجا می‫توانید ببینید.

 

 





کلمات کلیدی :یادداشتها و کلمات کلیدی :گفتگو

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()