۱۳۸٢/۱٠/٤

 

 

يك سال پيش اسپريچو با اين شعر به دنيا آمد:

 

از كوير آمده‌ام

چشمم از خاطرة ريگ پُر است

ابر من باش و دلم را بتكان.

 

 

در يك سال گذشته از طريق همين وبلاگ دوستان زيادي به دست آورده‌ام كه به قول سخنرانان دستاورد خوبي است! عزيزاني را كه مدتها از حال و روزشان بي‌خبر بودم باز يافتم و با  دوستاني  كه از طريق كتاب و مطبوعات با نامها و شعرهايشان آشنا بودم, آشناتر شدم. دوستان مهرباني هم در وبلاگستان هستند كه فقط نامشان را مي‌دانم و شعرشان را مي‌خوانم. ليست اين عزيزان را در كنارة وبلاگ يادداشت كرده‌ام. بعضي نامها هم بر اثر حواس پرتي ممكن است از قلم افتاده باشد. با اينكه من وبلاگ نويس حرفه‌اي نيستم ولي وجود اين موجود باعث شد كه هفته‌اي يك روز لااقل چيزكهايي به اسم شعر و نقد و نقل,  قلمي‌ كنم. اگر دستاورد اسپريچو همين دو نكته باشد مرا بس است و بلكه از سرم هم زياد است: دوستان تازه و انضباط قلم.

  ممكن است گاهي بر اثر طغيان قلم و لغزشهاي اجتناب‌پذير و اجتناب ناپذير,  دوستي را رنجانده باشم. عذر مي‌خواهم. آدميزاده است ديگر! خدا مي‌داند يك سال ديگر ما كجا باشيم و اين وبلاگ در چه حال. باكي نيست. وبلاگ يعني امروز. به فردا كاري ندارد. چو فردا شود, اگر عمري باشد, فكر فردا كنيم.

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۱٠/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()