۱۳۸٢/۸/٢۸

 

صبح آمده‌ست و پنجره‌ها حرف می‌زنند
گنجشکها و زنجره‌ها حرف می‌زنند
قربان روشنای لبانی که هر سحر
با چشمه و نسيم و خدا حرف می‌زنند
گاهی به حرف آينه‌ها گوش می‌کنند
گاهی برای آينه‌ها حرف می‌زنند
پشت قنوت پنجره ، نيلوفران باغ
از لحظه‌های آبی ما حرف می‌زنند
........
اين‌گونه گرم زمزمه اين کيست در حياط
صبح آمده‌ست و پنجره‌ها حرف می‌زنند.






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۸/٢۸
    لینک مطلب   نظر شما ()