۱۳٩٦/۱/۱٠


تلخ، یعنی: عشق

زخم ناکوک نمک۫ ‌فرسود
زهر ناهنگام، بعد از عیش بی فرجام
زیستن در مرز رؤیاهای مادر۫ مُرده و کابوس
هق هق پاشیده روی شیشه
بعد از سرخوشی نم نم باران
جُملهء ماسیده بر سقف گلو از بُهت
سکتهء آیینه‌ها از دهشت تصویر
قلوه‌سنگی ناگهان در برکهء ساکن؛

عشق، یعنی: تلخِ ناممکن
 

پنج شنبه 26 اسفند 95




کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٦/۱/۱٠
    لینک مطلب   نظر شما ()