۱۳٩٤/۱٠/۳


گفتند: زنده باد!
و مرگ توی حنجره‌شان ضجه می‌کشید.
::

جنگِ خروس‌ها
آن قدر واقعی است
                     که از یاد می‌بریم
این جنگ، جنگِ معرکه‌گیران است.
::

با عشق، می‌توان دو نفر را به‌هم رساند
با عشق، می‌توان سرِ معشوق را بُرید
با عشق، می‌توان چه صمیمی دروغ گفت.
::

انگار از شکستنِ این شیشه چاره نیست
یک‌روز ترکشی که تو ترسیم کرده‌ای
بر گردن خودت.
::

وقتِ طواف نیست عزیزان!
باید خدنگ بود
باید طناب را به رسیدن گره زنیم.
::

وقتی انارِ قلب کسی را
تا آخرِ مچاله شدن می‌فشاری‌اش
دندان گرگ، از کلماتِ تو بهتر است.
::

آبان ِ دست تو
دیگر حریف اوّلِ آذر نمی‌شود.

 

29 آبان 94





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۱٠/۳
    لینک مطلب   نظر شما ()