۱۳٩۳/٤/۱۱


دریا
معشوق بی‌رحمی است
وقتی کسی را تنگ در آغوش می‌گیرد؛
اما تو آن ماهی که دریا هم
در موج آغوش تو می‌میرد.
::

دیده‌ای موج به‌جا ماند و دریا برود؟
دیده‌ای چاه بریزد در خود؟
دیده‌ای ماه گلوگیر شود؟
دیده‌ای باد نداند به کجا سر بزند؟
نه! چه می‌گویم من
دره خالی دلتنگ چه دیدن دارد؟
::

تو نباشی
جاده‌ها پیچ در پیچ
مقصدم هرکجا جز تو باشد
هیچ در هیچ!
::

و مستیم هر دو
تو از قصه گفتن
من از خواندن تو.
::

این دکمه‌ها را وا نباید کرد
تنها کویری مانده و
                    یک بقعهء متروک
دستت که بود اینجا
باران حساب کار دستش بود!
::

نزدیک دوردست!
باران بی هوا!
اکسیژن دمیده درون رگ حیات!
می‌خواهمت شدیدتر از آب و آفتاب.
::

به شب شبیه‌تر است
هوای این کلماتی که دود می‌کنمش.
::

کوه باید بود:
شوق بالا رفتن از تو، سخت
وز تو پایین آمدن، دشوار.
::

معاشران!
به زلف یار قسم!
دلم گره شده است.
::

شکن‌های روح ترا بیشتر می‌کند
و آیینه را پیرتر
جنونی که پوشیده باشد.
::

چه عشقی است آن عشق
که در شرح حالش رقم خورده باشد:
قفس در صدای قناری
تبر در گلوی صنوبر!
::

خدا را
نمی‌آید از من
به عطر تو بی اعتنایی
به باران تو پشت کردن.
::

صدام می‌کنی
بهار ضربدر درخت و
               ماه ضربدر دریچه می‌شود.
::

ترا دوست دارم
و در شهر رؤیا
جنونی ازین تازه‌تر نیست.
::

این روزها
بسیار خسته می‌شوم و انگار
این جاده هیچ وقت به پایان نمی‌رسد!
::

ورم کرده انگار
نگاهم که بی تو
تماشای این صحنه‌های فرومایه را
                                        ناگزیر است!
::

سهمگین است
ساعت عشق
تیک تاکش
روح را می‌برد
                تا تَه بی زمانی.
::

به نگاه تو سلام
و به زیبایی تو صبح بخیر!
::

چشم‌هایت:
اسب رم کرده‌ای در بیابان تاریک
و نگاهم.
::

هر چیز را که فکر کنی
تاریخ مصرفی است
و این دریچه هم
تا هر زمان که تو
تا هر زمان که ماه.
::

گنجشک‌ها را خواب خواهد داد
چشمان تو
          از بس که موسیقی است.
::

هرچه اینجاست
شانه و میز و آیینه حتی
پیرتر می‌شود
غیر دیوارهایی که هر روز، هر روز...
::

گرچه گویند:
عشق یک اشتباه مرسوم است
دوست دارم که اشتباه کنم
عمر بی عشق، مرگ محتوم است.
::

نه باران برین خاک ماتم زده
نه دریا درین گوشه بی تپش
نه خورشید در زیر این سقف کج
نه شادی درین روزگار خرفت؛
سراغ تو را از که باید گرفت؟
::

این کویری‌ها
             خدایا
                 این کویری‌ها
موج‌های سرکش لامصبی دارند.
::

شبم
نقطه چین است
                   بی تو.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()