۱۳٩٢/۱۱/٧


الشّوک/ الشّوکة در زبان عرب به معنی خار است. در امثال عرب آمده است: انّک لاتجنی من الشّوک العنب. یعنی: از خار، انگور بر نچینی. معادل آنچه در زبانزدهای فارسی هم داریم: خرما نتوان خورد ازین خار که کشتیم. غرض باز نمودن ارتباط معنایی میان شوکة/ شوکت و خار است. فکر کنم اولین بار دکتر شفیعی کدکنی به این وجه معنایی شوکت در این بیت حافظ اشاره کرده است:
شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل
نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد

علاوه بر موسیقی درونی و واژه‌آرایی بی نظیر حافظ در بیت مورد اشاره، «شوکت خار» وجه ایهامی بسیار زیبا و ظریفی دارد. ایهام یکی از شگردهای مورد توجه حافظ است و در معماری کلمات او بارها ازین دست هنرنمایی‌ها صورت گرفته است. اما در این مورد خاص، به نظرم حافظ نگاهش به سلمان ساوجی شاعر همعصرش بوده است. سلمان ساوجی همان طور که اهل نظر گفته‌اند، حتا بیش از حافظ به انواع «ایهام» گرایش داشته است. به گمان من حافظ توجه به وجه ایهامی شوکت را وامدار این رباعی سلمان ساوجی است:
امسال مکدّر است وقت گل و مُل
وز غم، سر برگ گل ندارد بلبل
با آن همه شوکت، ز پریشانی وقت
بی تیغ و سپر برون نمی‌آید گل!

 





کلمات کلیدی :حافظ پژوهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱۱/٧
    لینک مطلب   نظر شما ()