۱۳٩٢/۸/٢٢


شمر، ای شمر وقیح!
لب این مرثیه‌خوانان، گاهی
از لب تیغ تو بی شرم‌تر است.
::

هر سال، چند بار
تو قطعه قطعه می‌شوی
                       ـ ای نور منتشر
ما قیمه می‌خوریم!
::

قرن‌ها می‌گذرد
کاسبانی که فروشندهء صوتـند و صدا
دست در خون تو دارند هنوز
شمرها ـ باور کن! ـ
بی‌شمارند هنوز.
::

خنجر چه جوری از گلویت می‌رود پایین
این قیمه‌های چرب و چیلی هم ؟
بشقاب نذری را
دست یزید انگار پُر کرده‌ست.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٢
    لینک مطلب   نظر شما ()