۱۳٩٢/٧/٢۳



چه بگذری و بیایی
چه رد شوی، بروی
تمام پنجـره‌ها نه!    تمام منظـره‌ها
حواسْ پرت ِ تو اند.
::

از صبح بی آغاز
تا شام بی پایان
روح رهای من
با «دوستت دارم» گره خورده ست.
::

گلویت را
برای رودها خواندم
نه دیگر طعم باران را
نه دیگر یاد دریا را...
::

لق می‌خورَد
اوقات من ، بی تو.
::

چه باران ببارد
چه باران نبارد
من و چشم‌هایت...
::

تگرگ یا باران
غنیمت است زمین را
            همین که می‌باری.
::

اولین بار ِ هر چیز
بهـتـرین است
عشق اما همیشه...
::

نه حتّا باد
در زلف تمام کوچه‌های شهر
نه حتّا عطر
بر دوش تمام بادهای مست...

فقط عطری که از سمت تو می‌آید.


 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢۳
    لینک مطلب   نظر شما ()