۱۳٩٢/۳/٢

 

همچنان تا دیرگاه روز
طعم باران باش.
از پس این شعر تنها من
از پس این بوسه تنها تو...
::

و غمگین که باشی
جهان با دری بسته فرقی ندارد.
::

هر صبح پنجره
هر صبح آفتاب
عطر تو باز در کلماتم چه می‌کند؟
::

هر روز بیشتر
در باور منی
در ذهن من
     نسیم تو هر لحظه حاضر است.
::

حرف‌هایت
اهتزاز نسیم است
در شب شرجی من.
::

دنیا
از ویرگول و نقطه و این چیزها پُر است
از حرف‌های قطعی
از متن‌های قفل
من تشنه شگفت‌ترین حرف عالمم.
::

در نفس‌هایم
بی‌قراری می‌کند پروانه و باران
من هنوز از طعم لب‌های تو مبهوتم.
::

و علی‌رغم این جلوه‌های مکرر
عشق ای عشق!
در رگم مثل باران
تازگی کن.
::

تو می‌آیی
خدایی می‌کند باران.
::

پر از نجوا
پر از بوسه
لبان تو، لبان تو، لبان تو...
::

دست‌هایم کرختند
شور اردیبهشتی بیاور.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۳/٢
    لینک مطلب   نظر شما ()