۱۳۸٢/٤/۱٧

  

اين روزها اوضاع و احوال بدجوري پريشان است. به قول كليم كاشاني:

وضع زمانه قابل ديدن دوباره نيست

رو پس نكرد هر كه ازين خاكدان گذشت

بهترين تو صيفي كه من براي حال و هواي خودم مي توانم كرد، و حال و هواي محيط كاريي كه در آن بسر مىبرم. اين شعر منسوب به خيام است:

 

يك نان به دو روز اگر شود حاصل مرد

وز كوزه شكسته اي دم آبي سرد

مخدوم كم از خودي چرا بايد بود

يا خدمت چون خودي چرا بايد كرد؟

 

با اينكه اين شعر را دوست دارم و مي خواهم به محتوايش عمل كنم و عطاي بيگاري دولتي را به لقاي نامباركش ببخشم باز هم غم نان نمي گذارد. هر دم عقل معاش خود را وسط مي اندازد و ما را از آينده زن و بچه بر حذر مي دارد. البته واضح و مبرهن است كه روزي ده  اصلي كس ديگري است و فيش حقوقي وسيله است. ولي چه مي شود كرد؟ فعلا مانده ايم كه مثل آدم كار و زندگي كنيم يا مثل آدمهاي عاقل. غرض از ذكر اين نكته علاوه بر بيان حال شخصي، بيان يك حس مشترك است كه هزار سال است اهل هنر ـ حاشا كه خواسته باشيم وسط دعوا خودمان را اهل هنر جا بزنيم ـ و شاعران پارسي آن را در شعرهايشان فرياد مي كنند. اين حس مشترك،  اجحاف يا احساس اجحافي است كه هنرمندان دچارش هستند. حافظ  گفته است:

ـ آسمان كشتي ارباب هنر مي شكند

متاسفانه اين حس كهنه هميشه تازه است. بگذريم.

پرشين بلاگ امكانات جديدي افزوده است تا از بلاگ اسكاي چيزي كم نيارد. بايد دست مريزاد گفت. در قضيه مرتضي دلاوري پاريزي بحث هك مطرح نبود. بلكه بحث بي احتياطي مرتضي ، فرصت طلبي آن مومن ولايي  و اشكالات سيستمي پرشين بلاگ مطرح است.

 

 






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/٤/۱٧
    لینک مطلب   نظر شما ()