۱۳٩۱/٥/٢۸

 

تاریخ عشق
سرشار از شادی و اندوه است
لبریز باران است؛ گاهی تازه، گاهی تلخ.
بگذار سهم ما ازین تاریخ
آغوش باشد، بوسه باشد، شادمانی باشد و لبخند.

..

مرا آزاد کن از من
مرا آرام کن در خود
برای پلک‌هایم قصه‌ای تعریف کن امشب
که خوابم بهترین خواب جهان باشد.

..

از لب تو
«دوستت دارم» ساده‌ای هم
طعم یک جمله ویژه دارد.

..

عشق والاتر از آن است که من
به تو گویم که نگو
به تو گویم که نخواه
به تو گویم که نبخش.

..

ساحل
برای بازوان وحشی دریا دلش تنگ است
دریا
دلش یک دامن آرام می‌خواهد.

..

واقعی‌تر از نفس کشیدنم
دوست دارمت.

..

تو در من نفس می‌کشی
تو معنای اکسیژنی.

..

تو در ذهن من واژه می‌آفرینی
تو ای حس مجهول زیبا!

..

تو با تمام تازگی‌هایت
شور شراب کهنه را داری
می‌آیی و دنیا صمیمی می‌شود با من
می‌آیی و صدها هزاران ماهی قرمز
در رگ رگ من می‌شود جاری.

..

خوشا غیر عادی‌ترین شوق
خوشا بی شباهت‌ترین عشق
خوشا من
خوشا تو !

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٥/٢۸
    لینک مطلب   نظر شما ()