۱۳٩۱/۳/۱٩

 

اول. «رباعی سرگردان» اصطلاحی است که حدود 150 سال پیش والنتین ژوکوفسکی ایران‌شناس روس درست کرده و منظور از آن، آن دسته از رباعی‌هایی که است که در منابع، میان چند شاعر مشترک است. یعنی چند تا صاحب دارد و سرش دعواست. بعضی رباعیات مشهور پارسی، بیش از ده نفر وکیل وصی پیدا کرده و علت اصلی این دعواها، دو سه چیز بیشتر نیست. یا خود شاعر، یک رباعی معروف را به اسم خودش کرده و صاحب آن شده است و یا دیگران، دانسته و ندانسته، یک رباعی را به چند نفر بخشیده‌اند. معمولاً در رباعیات سرگردان این علت دوم بیشتر رایج است. یعنی، انگشت اتهام در این قبیل موارد به سمت جُنگ‌پردازان و تذکره‌نویسان است. آنها هستند که با بی‌دقتی و تکیه بر مسموعات، زمینه دعوا را فراهم می‌کنند. البته، بین شاعران که ششصد هفتصد سال پیش مُرده‌اند و روح‌شان ازین قبیل مسایل بی‌خبر است، دعوایی نیست. دعوا بین ادبا ست که می‌خواهند حرف خودشان را به کرسی بنشانند. من خودم فکر می‌کردم با گسترش وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های گروهی و سهولت دسترسی به اطلاعات و منابع، این مشکل در دوران معاصر دیگر وجود نخواهد داشت. یعنی در رباعی امروز ما نباید شاهد بروز مشکل رباعیات سرگردان باشیم. اما هستیم و یکی از متهمان آن، خود منم که در دامن زدن به این معضل نقش داشتم و توضیح خواهم داد. وقتی این مسئله در دنیای امروز حل نشده، خودتان حساب کنید که در دوران قدیم چه خبر بوده است.

دوم. امسال در نمایشگاه کتاب تهران، هم‌زمان سه گزیده رباعی امروز منتشر شد. یکی کتاب خودم بود: در آستانه تازه شدن، 100 رباعی امروز، مشهد، سپیده‌باروان. دوم، کتاب دوستم عزیزم آقای میلاد عرفان‌پور که خودش یکی از علمداران این عرصه است: چاره‌ها، گزینه رباعی معاصر، قم، شهرستان ادب. و کتاب سوم، به همت شاعر صمیمی آقای سید احمد حسینی منتشر شده: یک به علاوه سه، گزیده رباعی امروز ایران، تهران، انتشارات جمهوری. انتشار این سه کتاب، نشان می‌دهد که جریان رباعی امروز یک جریان قوی و سازنده است و ضرورت دارد مورد بررسی جدی قرار گیرد. در آستانه تازه شدن، خلف گوشه تماشای من است و از دل همان کتاب بر آمده و و مقدمه آن، بخشی‌ش برگرفته از همان کتاب و بخشی‌ش که مربوط به رباعی دهه هشتاد است، مطالب جدید دارد. همچنین، به رغم آنکه تعداد رباعیات برگزیده کتاب، اجباراً محدود بود، نیمی از رباعیات آن جدید است و مربوط به دهه هشتادی‌هاست: میلاد عرفان‌پور، زهیر توکلی، مصطفی حسن‌زاده، امید مهدی نژاد، عباس صادقی زرینی، علیرضا دهرویه، اصغر عظیمی مهر، محمد قائدی، محمدرضا مختارنژاد، داود ملک زاده، مریم حقیقت و... در این نوشتار، قصد بررسی این سه کتاب را ندارم. غرض پیوند برقرار کردن میان بخش اول و دوم این یادداشت است.

سوم. من و میلاد عرفان‌پور عزیز، در کتاب‌های خودمان، ناخواسته به تولید دو رباعی سرگردان کمک کرده‌ایم. نخست، از خودم می‌گویم. در صفحه 90 کتاب در آستانه تازه شدن، دو رباعی از علی مظفر نقل شده که منبع من، وبلاگ این بزرگوار بوده است. رباعی نخست، این است:

ما را ز دل خویش چه غافل کردند

فهمیدن عشق را چه مشکل کردند

انگار کسی به فکر ماهی‌ها نیست

سهراب! بیا که‌ آب را گل کردند

بعد از چاپ کتاب، یکی از دوستان عزیز متذکر شد که این رباعی با تغییرات اندکی، از‌ آن سعید بیابانکی است. بلافاصله به آقای بیابانکی پیام دادم و از ایشان سؤال کردم. گفتند از رباعیات دهه هفتادی من است و با اینکه در جلسات بسیاری خوانده‌ام و دوستان بسیاری شنیده‌اند، در هیچ‌کدام از کتاب‌هایم چاپ نشده است. برای‌ آقای مظفر در وبلاگ‌شان کامنت گذاشتم و ایشان از وجود رباعی آقای بیابانکی اظهار بی اطلاعی کردند و گفتند محصول سال 86 یا 87 است. عجالتاً این مورد را به حساب «توارد» می‌گذاریم. در عالم ادبیات بسیار اتفاق افتاده که دو نفر بدون اطلاع از کار یکدیگر، شعرهای کاملاً مشابه بگویند! همینجا، اول از سعید بیابانکی عذر می‌خواهم و سپس، از خوانندگان کتاب مذکور.

رباعی سرگردان بعدی، این رباعی مرحوم قیصر امین‌پور است که میلاد عرفان پور آن را به اسم مرحوم سید حسن حسینی ثبت کرده است (چاره‌ها، ص 97).

ما دشمن آه و آوخ و افسوسیم

با شوق لبان مرگ را می‌بوسیم

دریا دریا اگر ز ما برگیرند

کم می‌نشویم، ز آنکه اقیانوسیم

تذکر این دو مورد به‌خاطر آن بود که خوانندگان هر دو کتاب از اشتباه در بیایند و پرونده رباعیات سرگردان از این‌که هست سنگین‌تر نشود.

 

 





کلمات کلیدی :یادداشتها و کلمات کلیدی :مسایل رباعی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۳/۱٩
    لینک مطلب   نظر شما ()