۱۳۸٢/۳/٢٥


در بارش ماه
تنها منم و
اين پُل چوبی تباه.

...

پُلی نيست
و خورشيد غرق است
در آبهای بهاری.

...

باران بهار
وين مورچه‌ها
که ناگهان بر سر آب.

...

سبز است و رها
گيسوی شلال بيد
بر شانه آب.

...

آب می‌شود
در مه بهاره
قار قار يک کلاغ.






به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/۳/٢٥
    لینک مطلب   نظر شما ()