۱۳٩٠/٢/٢

 

نور است در تنهایی کوچه

خون است در تاریکی رگ‌هام؛

ممنونم از دیوانگی‌هایت!

..

 

جیب‌هایم را که می‌گردم

موج‌ها نزدیک قلب من

خواب دریای ترا دارند می‌بینند.

..

 

سلام ای درخت شکوفا!

که هر چار فصل لبت بوسه دارد.

..

 

زیبایی‌ات هر چند

در قالب تنگ «ترین‌»ها در نمی‌گنجد

زیباترینی در نگاه من.

..

 

می‌نویسم ترا با سرانگشت

دست‌هایم

تشنه حرف‌های جدیدند.





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢
    لینک مطلب   نظر شما ()