۱۳۸٩/٦/۸

 

در چشم‌های من

شب زنده‌داری می‌کند باران.

®

 

هیزم شکن

همیشه دلش با درخت‌هاست.

®

 

پروانه‌ای است

            در قفس واژه‌های من

بی‌تاب پر زدن.

®

 

سؤال است

لبانی که هر بوسه‌اش

                        یک جواب است.

®

 

درین روزگاری

              که زهرست و خنجر

و این دست‌هایی

              که زنجیر و زحمت؛

ترا با که بسپارم ای عشق؟

®

 

زنگ می‌زنم به گوشی‌ات

آسمان جواب می‌دهد.

®

 

باد می‌گرید

در حیاط خالی مرداد.

®

 

نگاهم نگاهم نگاهم

و این ناودانی

              که با بوی باران غریب است.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/۸
    لینک مطلب   نظر شما ()