۱۳۸٩/٥/۱٥

 

باختن، سخت است

خاصه وقتی

پای «دل» هم در میان باشد.

..

 

داشتی لیوان چای‌ات را

توی گـلدان، شیبه٭ می‌کردی

پرده را بستم:

شاخه‌های خشک نیلوفر

در حیاط بی در و پیکر.

..

 

ـ هیچ چیزی نیست!

اشک گاهی بازی‌اش می‌گیرد و

                                    یک‌دفعه می‌ریزد.

(ابر نجوا می‌کند با باد)

باد، بغضـش را

می‌رود تا در نی چوپان بر انگیزد.

..

 

احتمالاً بوی تنهایی است

اینکه هرجا می‌روم

                        در جیب‌هایم هست.

..

 

روی بازویت

می‌نویسم: دوستت دارم

در کمد مانده‌ست

سال‌های سال خودکارم.

 

 

 

 

٭ شیبه کردن: خالی کردن.





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱٥
    لینک مطلب   نظر شما ()