۱۳۸٩/٥/۱۱

 

جغرافیای من

آن هندوانه‌ای است

                        که ترکیده در خودش

یک میوه رسیده که با خویش دشمن است.

 

جغرافیای من

در کهکشان رنج شبی غلت خورده است

افتاده روی خاک

هر پاره‌اش نشانه یک درد مزمن است.

 

جغرافیای من

توپی است دربدر

بازیکنان لنگ

او را همیشه

                از سر خود باز کرده‌اند

این خواجگان

گواهی بدبختی من است.

 

جغرافیای من

با صدهزار زلزله هر روز روبروست

تاریخ کهنه‌اش

از لرزه‌های سهم، ترک خورده بارها

اما دوباره‌

بوی بهارش به دامن است.

 





کلمات کلیدی :شعر نیمایی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٥/۱۱
    لینک مطلب   نظر شما ()