۱۳۸٩/٤/٢

 

تیر می‌کشند واژه‌ها

سکته می‌کند سکوت.

::

 

صداها زیادند

که اغلب گرفتار بادند

تو اما صدایت

همان هدیه آسمانی است

که روز ازل وعده دادند.

::

 

زلال است لب‌های ابریت

زلال است این بوسه‌های ملایم.

::

 

با بهترین لباس بیا پیشواز من

عریان‌تر از خیال

ابری‌تر از شمال

                   که بارانی‌ام کنی.

::

 

این کتابخانه

رازدار بوسه‌های ماست

این دو صندلی.

::

 

نامت که می‌آید

باران دلش وا می‌شود در من.

::

 

سبز می‌زند دریچه

سبز می‌زند نگاه

زیر پلک من کبوتری است

در هوای پر زدن.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٤/٢
    لینک مطلب   نظر شما ()