۱۳۸٩/٢/٢٢

 

اقبال شاعران امروز به شعر کوتاه در دو سه سال اخیر فزونی گرفته است. بی شک، یک دلیل آن اقتضای زمانه است. هم خوانندگان کم حوصله شده‌اند، هم رسانه‌ها و هم خود شاعران. خود من در این وبلاگ بیشتر شعر کوتاه می‌گذارم. صبح‌ها در مسیر خانه تا اداره لااقل یک شعر کوتاه کارسازی می‌کنم و بعضی‌هایش را بصورت پیامک برای دوستان می‌فرستم و منتخبی از آنها را می‌گذارم توی وبلاگ. اتفاقاً خوانندگان این قبیل شعرها بیشترند. حتی نویسندگان ناشناس یکی دو وبلاگ به‌طور مستمر به باز نشر آن شعرها به اسم خودشان مشغولند و لابد سعی‌شان هم مشکور است.

بعد از سید علی صالحی که کتاب حجیم «قمری غمخوار» را با تیتر فرعی «هزار هایکوی پارسی» منتشر کرد، سایر شاعران هم کمابیش روی خوشی به شعر کوتاه نشان داده‌اند. آخرین کتاب محمد شمس لنگرودی که بتازگی منتشر شده است، «لب‌خوانی‌های قزل آلای من» نام دارد و کتاب خوش‌دست خوش‌خوانی است با 111 شعر کوتاه که می‌توان آن را فی‌المجلس، لاجرعه خواند و به قدر بضاعت ـ ما و شاعر ـ نصیبی از آن برگرفت. چنان‌که من این کتاب را در فرصت 45 دقیقه‌ای خانه تا اداره یک بار از اول به آخر خواندم و مجدداً از آخر به اول هم مرورش کردم.

شمس لنگرودی قبلاً هم تجربه‌هایی در شعر کوتاه داشته است. هم در «پنجاه و سه ترانه عاشقانه» و هم در «باغبان جهنم» که هر دو سال 1383 به زیور طبع آراسته شدند، توسط همین انتشارات «آهنگ دیگر» که «لب‌خوانی‌ها...» را منتشر کرده است.

 


در نگاه اول و حتی دوم! «لب‌خوانی‌ها...» برای من یادآور شعرهای کوتاه شبه فلسفی و کلمات شاعرانه قصارگونه علی احمد سعید (آدونیس) در مجموعه شعر «کارنامه باد» بود. «کارنامه باد» را نشر مرکز دو سال پیش منتشر کرده و گزیده‌ای از شعرهای کوتاه آن را حمید کریم‌خانی در مجموعه «لمس کردن روشنایی» ترجمه و چاپ کرده است (آهنگ دیگر، 1385). فی المثل این شعر کوتاه شمس لنگرودی را که خواندم:

آشیانه بادها کجاست

وقتی که در آسمان‌ها نیستند

روز را کجا سپری می‌کنند

شب که به جارو کردن خواب من مشغولند (ص 30)

.

عطر شعرهای آدونیس کاملاً از آن متصاعد بود. البته قصد من از بیان این نکته، در همین گام اول، مچ‌گیری یا ایراد نقطه ضعف برای مجموعه جدید شمس لنگرودی نیست. «لب‌خوانی‌ها...» به طرز محسوسی از اندوهی تلخ و گاه دلنشین لبریز است:

جز در لاکم

کجا بگریزم؟

بالای سرم ایستاده است

با سنگی در کفَش (ص 13)

.

رگه‌هایی از طنز هم دارد:

من نه فریدونم

نه ولادیمیر

نه احمد شاملو

بلدرچینی کوچکم

که از زیبایی من حرف می‌زنند

و مرا می‌خورند (ص 23).

.

و کشف‌هایی زیبا ازین دست:

مثل میوه افتاده‌ای

دلتنگم

میوه‌ای که درختش را بریده و

برده‌اند (ص 89)

.

این رود

لالایی نمی‌خواند

ما خسته بودیم و

به خواب رفته‌ایم (ص 48).

.

من علاوه بر لذت بردن بی‌شمار از شعرهای کوتاه شمس لنگرودی در «لب‌خوانی‌ها...»، قدری کنجکاوی هم کردم و به قدر فهم خودم، دیدم بعضی شعرها را اگر شمس لنگرودی سخت‌گیری بیشتری می‌کرد، می‌توانست با کلمات بهتری ادا کند یا شاخ و برگ زائد آن را بزند و ایجاز بیشتری در کار آوَرَد. مثلاً در شعر:

آری شاعرم

گل سرخی که رهگذرم قیچی‌ می‌کند

و به معشوقش می‌دهد

اظهار علاقه‌ای که هیچ‌گونه هزینه‌ای ندارد (ص 24)

.

سطر آخر کاملاً نثری روزنامه‌ای و گزارشی دارد و قصد شاعر ظاهراً طعنه کردن در کار کسانی بوده است که هنرشان تجلیل از شاعران است و بس! یا در شعر:

من و تخت جمشید ویرانیم

از راه‌های دور به دیدن ما می‌آیند

عکس می‌گیرند

می‌روند و فراموش می‌کنند.

عکس‌های من!

شادمانی‌شان، کجای شوربختی ما پنهان است (ص 21)

.

دو سطر آخر شعر که علی‌الظاهر بار شاعرانه زیادی هم بر دوش می‌کشند، به زعم من کاملاً زائدند و هنری جز دست‌کم گرفتن مخاطب ندارند. ایضاً در شعر:

باران خسته شد

سر بر نرده گذاشته

بلند نفس می‌کشد ـ

گل خانگی خاموش است (ص 60)

.

می‌پندارم اگر شمس لنگرودی فعل «شد» را در سطر اول حذف می‌کرد، ما با شعر بهتری مواجه بودیم: باران ِ خسته...

شمس لنگرودی اصراری ندارد که شعرهای کوتاهش را چنان‌که مرسوم این روزگار است، به شیوه هایکو نزدیک کند یا آنها را هایکو بنامد. دستش درد نکند. و ازین بابت او را بسیار می‌ستایم. البته، دو سه فقره از شعرهای این مجموعه، به حس و حال و لحن و طرز بیان هایکو نزدیک شده است:

گوزن جوان

شاخ می‌زند

به توده انبوه مه (ص 27)

.

این نوشته را با نقل چند شعر کوتاه «لب‌خوانی‌ها...» به پایان می‌برم:

چیز بدی نیست جنگ

شکست می‌خورم

اشغالم کنی (ص 97)

.

اشتیاق مرا به تو

سیب دندان‌زده‌ای می‌داند

که رها کرده‌ای در بشقاب (ص 107)

.

رؤیا

صدای گلی است

در خانه‌ای

که گلی نیست (ص 16).

 





کلمات کلیدی :درباره شعر کوتاه و کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٢/٢٢
    لینک مطلب   نظر شما ()