۱۳۸٢/۱/۳٠



شبيه غنچهء بغضي در آستانهء باد
پُر است پردهء خاموشي من از فرياد
ولي دريغ ازين غنچه‌هاي بي‌فرجام
كه ناشكفته و آشفته مي‌روند از ياد

تو همچو باد گذشتي و در دلت نگذشت
كه من چه تلخم و تاريك.. خانه‌ات آباد!
به پيشمرگ نگاهت كه ابر و آتش بود
هزار نرگس سرمست از نفس افتاد

اگر چه شعلهء من در مسير پاييز است
تو اي بهار معطر سرت سلامت باد!

تير 1372





به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٢/۱/۳٠
    لینک مطلب   نظر شما ()