۱۳۸۸/۱٢/٢

 

نخوابید

چراغ سر کوچه - تا صبح

و نجوای باران.

::

 

اگر باران

اگر باران

نگاهت را بلد باشد

به اقیانوس هم راضی نخواهد شد.

::

 

مشق‌هایم آبی است

شعر وقتی که مرور لب توست.

::

 

مرا دعوت به باران می‌کند

ابر لبان تو.

::

 

آسمان، عطر گریبانش

روح شب‌های ترا دارد.

بر گلویت، ماه مرقوم است.

::

 

گلویت درختی است

گواراترین بوسه‌ها

میوه آن.

::

 

چراغان است

لبم

     که بی‌صدا

پایین می‌آید

پلَکان چشم‌هایت را.

::

 

ماه دارد می‌دمد

از پلکهای تو

انعکاس آسمان در من

تماشایی است.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢
    لینک مطلب   نظر شما ()