۱۳۸۸/٩/٢۸

 

یک‌ریز می‌بارد

برفی که پیدا نیست.

w

 

باد

با شوری شتاب آلود می‌آید

گام‌هایی نرم دارد

برف.

w

 

انگار برفی در خیابان نیست

وقتی به چشمانت می‌اندیشم.

w

 

برف را امضا کرد

ردّ پاهایت...

ردّ پاهایت را

امضا: باران...

w

 

گنجشک

پاییز را در باد نُک می‌زد

باران

بوی درختان را.

w

 

باز آغشته شدم

در مه آلود تنت

ابری دست من

            احساس عجیبی دارد.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢۸
    لینک مطلب   نظر شما ()