۱۳۸۸/٩/۱۳

 

انگار که حسّ سبز بودن دارند

در این باران

            چراغ قرمزها هم.

®

 

آسمان

در کفش‌هایم درد می‌گیرد

ابرها را

            سمت دلتنگیِ من بفرست.

®

 

زیر باران جنون‌آسا

شب خودش را می‌چپاند

                        توی ماشینم.

®

 

باران

     که روی شیشه‌ها موسیقیِ روح است

در چاله‌ها

            جز حالگیری چیست؟

®

 

لاله‌گون آمد

با عباراتی که باران بود تعبیرش.

®

 

انتهای واژه، باران بود

ابر

تعبیر لطیفی در میان آورد.

®

 

یک کلیک ساده، یک لبخند

آسمان را در رگ من منتشر کردی.

®

 

آیا کسی در خواب‌های خود

بیداری ما را

            به استقبال خواهد رفت؟

®

 

ابر بیدارم!

من به بارانی که می‌آید بدهکارم.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱۳
    لینک مطلب   نظر شما ()