۱۳۸۸/۸/۱٧

 

ای نگاه نقره‌فام!

تا سکوت بشکند

            ـ سلام!

®

 

امشب

کجایِ متنِ مرا خواب رفته‌ای؟

معنایِ دلپذیر!

®

 

دارد قیافه‌ام

پاییز می‌شود

باران ردیف کن!

®

 

هر روز

تونلی است که در من

خمیازه می‌کشد.

®

 

باران

      ـ نگاه کن

دارد کنار پنجره‌ات

                        پلک می‌زند.

®

 

بسیار کم می‌آورد باران

وقتی که لبهایت

با بوسه می‌آید.

®

 

باد ـ مجنون‌وار

            از زلف درختان بوسه می‌چیند

ماه می‌پرسد:

می‌توان عاشق نبود آیا؟

®

 

دست از نگاهم بر نمی‌دارد

باران پاییزی.

®

 

اندوه روزآمد!

ای‌کاش چشمانم

امشب به معنایی بینجامد.

®

 

آخرِ این جمله

            باران را به وجد آور

نقطه را

            پُر رنگ‌تر بگذار.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۸/۱٧
    لینک مطلب   نظر شما ()