۱۳۸۸/٧/٢۸

 

در کتابخانه من 15 چاپ مختلف از دیوان حافظ هست، از حافظ خلخالی و قزوینی و انجوی شیرازی و ایرج افشار گرفته تا حافظ خانلری و سایه و سلیم نیساری و کیارستمی و آخرین آنها، «غزل‌های حافظ» است که دکتر علی فردوسی بر مبنای بیاض علاء مرندی عرضه کرده و از یک‌سال گذشته، باعث بحث و گفتگوی زیادی در محافل ادبی شده است. معمولاً دوستان و آشنایان از من می‌پرسند که این همه دیوان حافظ به چه‌کار می‌آید و با هم چه فرقی دارند؟ و من توضیح می‌دهم که تصحیح دیوان حافظ خودش یکی از اشتغالات مهم و فخرآمیز عالم ادبیات است و همه از شاعر و نویسنده و محقق و سینماگر دوست دارند در این افتخار دستی داشته باشند. و بعد ـ بقول خبر‌نویسان ـ می‌افزایم: هنوز جای چند تا از چاپ‌های معروف دیوان حافظ در کتابخانه من خالی است. از جمله، حافظ به روایت احمد شاملو که در زمان خود (1354)، مقدمه و شیوه نقطه‌گذاری و بیت‌چینی‌اش بسیار جنجال بپا کرد. این چاپ‌های مختلف، هر کدام دارای ویژگی‌های خاصی هستند که شاید در نظر خواننده غیرحرفه‌ای چندان مهم جلوه نکند و تفاوت آنها را در نیابد. از نظر عموم خوانندگان، فرقی نمی‌کند که یک شیرازی حافظ را تصحیح کرده باشد یا یک قزوینی. مهم آن است که بشود آن را خرید و در اوج و فرود لحظات آن شریک شد. گاه گداری از آن فالی گرفت و به جادوی سخن خواجه شیراز دل سپرد.

اما اولین دیوان حافظی که توانستم با جمع کردن پول توجیبی بخرم، «دیوان مولانا شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی» به تصحیح و اهتمام حسین پژمان بختیاری بود. 26 سال قبل: «رفسنجان. 1362. کتابفروشی فارسی». این یادداشت را همان موقع با خودکار آبی بر صفحه دوم جلد کتاب یادداشت کردم. و عادت تاریخ زدن روی کتاب‌هایی که می‌خریدم از آن زمان تا الآن با من باقی مانده است. پشت جلد کتاب هیچ اثری از قیمت آن نبود. اما با مداد در همان صفحه دوم جلد، نوشته بودند: 750 ریال. آن موقع برای یک دانش‌آموز دوم دبیرستانی پول کمی نبود. برای مقایسه همین قدر بگویم که هزینه ثبت نام من در سال سوم دبیرستان 500 ریال بود که خودم آن را به حساب صندوق تعاون اسلامی پرداختم. در طول این سی سالی که کتاب خریده‌ام، بدترین نوع خرید کتاب مربوط به کتابهایی بوده است که قیمت پشت جلد نداشتند و فروشنده بنا به انصاف و تشخیص خودش روی آن قیمتی می‌گذاشت. البته کتابهای زیادی هم بودند که قیمت پشت جلد یا داخل جلد داشتند، اما فروشنده تشخیص می‌داد که این قیمت منصفانه نیست و باید پول زیادتر بگیرد تا مشتری قدر آن را خوب بداند.

دیوان حافظ مصحح مرحوم پژمان بختیاری، مونس شبانه‌روزی من بود تا سال 1367 که دانشگاه تهران قبول شدم و یک نسخه دیوان حافظ به تصحیح محمد قزوینی و قاسم غنی خریدم. حافظ قزوینی هنوز هم بعد از گذشت 68 سال از زمان نشر آن، به نظر بسیاری، نسخه استاندارد دیوان حافظ به‌حساب می‌آید. اما در آن پنج سال همنشینی با حافظ پژمان، نکته‌های بسیاری در شناخت شعر حافظ آموختم که اثر آن هنوز هم بر حواشی کتاب باقی است. حسین پژمان بختیاری (1277 ـ 1355 ش) بیشتر به عنوان شاعر شناخته می‌شد تا محقق. بعضی از غزلهای او در آن سالهای نوجوانی در خاطرم خوش نشسته بود: «در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد» و «دیوانه محبت جانانه‌ام هنوز». پژمان، در کار تصحیح دیوان حافظ بر مرحوم قزوینی حق تقدم داشت. اگرچه، آن مایه از دقت و انضباط علمی قزوینی به هیچ وجه در کار او دیده نمی‌شد. و علی الظاهر، بدین کار اعتقادی هم نداشت و آن را مناسب حال مستشرقینی می‌دانست که به لطائف زبان فارسی آشنایی کامل نداشتند و خود را در تصرف در متون ادبی ذیحق نمی‌دانستند. و همین زبان‌دانی، مجوز آن مرحوم و دیگرانی هم‌عقیده با او بود که به تصحیح ذوقی متون ادبی بپردازند. مقدمه مفصل کتاب، بالغ بر 168 صفحه است که در انتها به تاریخ «تیرماه 1315» رقم خورده است. اما چاپی که من دارم، براساس ویرایش دوم کتاب است که مصحح در آن اصلاحاتی روا داشته و در پیشگفتارش، به چاپ محمد قزوینی هم اشارتی کرده است. ناشر کتاب، کتابفروشی فروغی است که بر خلاف آن سالها، اکنون فعالیت چشمگیری ندارد. متن اشعار کتاب را 504 غزل، 40 قطعه، 42 رباعی، دو مثنوی و 5 قصیده تشکیل می‌دهد. اما علاوه بر این اشعار، پژمان 353 غزل و قطعه و رباعی و قصیده دیگر را در نیز در فصلهای مجزا جزو اشعار مشکوک و منسوب و الحاقی گنجانده و 48 قطعه شعر را نیز که از گویندگان دیگر بوده و به حافظ منسوب شده است در پایان کتاب جداگانه نقل کرده است.

از همان سالهای دبیرستان، علاقه خاصی به تطبیق غزلیات حافظ با اشعار شاعران متقدم یا معاصرش داشتم و یکی از سرگرمی‌های اصلی من، مطالعه دواوین شعرا و یافتن مضامین مشترک میان اشعار آنها و غزلهای حافظ بود. حاصل این جستجوهای نوجوانانه، یادداشتهای بی‌شماری بود که با مداد بر حاشیه اولین کتاب دیوان حافظ خود نوشته‌ام. شاید یکی از انگیزه‌های اصلی من برای این کار، بخشی از مقدمه مفصل پژمان بختیاری بود با عنوان «حافظ و شعرا» که به بیان مشابهات‌های لفظی و معنوی میان اشعار چند شاعر مهم فارسی با اشعار حافظ اختصاص داشت. در آن سالها، من به‌جای آنکه روزها سر کلاس درس بنشینم و ریاضی و فیزیک و شیمی بخوانم، گریزی به کتابخانه عمومی رفسنجان می‌زدم و به مطالعه دیوان‌های شعرا می‌پرداختم و در واقع، در مکتب شعر فارسی درس می‌آموختم.

در دانشگاه نیز تا یکی دو سال، این مبحث شیرین را رها نکردم و همچنان جستجوی آشبخورهای شعر حافظ را ادامه دادم. در سال 1366 کتاب «حافظ نامه» اثر حافظ‌پژوه معروف آقای بهاءالدین خرمشاهی، به بازار آمد که در آن زمان، فصل الخطابی بود در عرصه حافظ شناسی. این کتاب، یک‌سال بعد به دست من رسید و با مطالعه مقدمه آن دانستم که علاقه‌مندی به کشف ارتباطهای شعری حافظ، منحصر به من نبوده و نیست. یادداشتهای خرمشاهی را که با یافته‌های خود، مندرج در حاشیه دیوان حافظ چاپ مرحوم بختیاری تطبیق دادم، متوجه شدم که بعضی مشابهت‌ها از نگاه تیزبین و نکته‌یاب ایشان پنهان مانده است. مشابهت‌های از قلم افتاده را سامان دادم و مقاله‌ای شد که در دو شماره مجله «نشر دانش» به چاپ رسید: «زین قصه دراز: حرفهایی دیگر در مورد تأثیر پیشینیان بر حافظ»، نشر دانش،‌ سال 10، ش4، خرداد و تیر 1369، ص 26ــ 18 (بخش نخست)؛ ش 5، مرداد و شهریور 1369، ص 44 ــ 34 (بخش دوم). این اولین مقاله من بود که در یک مجله معتبر به چاپ می‌رسید و آن را مرهون مطالعه دائم شعر حافظ و مؤانست مستمر با اولین دیوان حافظی می‌دانم که چشم مرا به دریچه‌ای باز کرد که تا مدتها از قاب آن به تماشای غزل فارسی می‌پرداختم. و هنوز هم بعد از حدود ربع قرن، علاقه‌مندی به کشف روابط شعری شاعران فارسی زبان، از ذهن من رخت بر نبسته است.

 





کلمات کلیدی :حافظ پژوهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢۸
    لینک مطلب   نظر شما ()