۱۳۸۸/٧/۱٩

 

اشاره. نوشته حاضر، یادداشتی است بر مجموعه نثرهای ادبی دوست عزیزم آقای عبدالرحیم سعیدی راد که در قالب نامه‌ به مخاطبی دور از دسترس اما بسیار نزدیک نگاشته شده و نشر تکا آنها را در کتابی تحت عنوان حق با آفتاب‌گردانهاست منتشر کرده است.

 

دانسته نیست اولین نامه جهان را چه کسی نوشته است. اما کشف اینکه نوشتن و فرستادن نامه می‌تواند گرهی از روح بیقرار آدمیزاد بگشاید، جزو مهمترین کشفهای جهان است. تا پیش از آنکه کاغذ و قلم اختراع شود و داستان نامه‌نگاری بنی آدم آغاز گردد، احتمالاً بقول شاعر، وظیفه انتقال حسّها و حالتهای درونی، بر عهده «اشارات نظر» بود. اما اشارات نظر هم نمی‌توانست یاران غایب از نظر را از احوالات یکدیگر باخبر کند و قاعدتاً کار به پیک و پیغام می‌کشید. هرچه بود، کم کم نامه‌نگاری رونق گرفت و انسانها به ظرفیتهای متعدد این رسانه پی بردند و کار به دستگاههای رسمی و اداری نیز رسید و مکاتبات و مراسلات و منشئات دولتی، رواج بی سابقه یافت و دبیران و منشیان در دیوانهای دولتی ارج و قرب بسیار یافتند و نامه‌های ساده جای خود را به مکاتبات پر طمطراق داد و شرایط و ضوابط رسیدن به مقام دبیری و منشی‌گری سخت‌تر و سخت‌تر شد. در کنار آن، دبیران باتجربه برای آنکه نوآمدگان این عرصه را از راز و رمزهای حرفه خود باخبر کنند، دست به قلم شدند و دستورنامه دبیری نگاشتند و نمونه‌هایی از منشآت و مکاتبات برگزیده منشیان زبردست را در آن گنجانیدند تا بقول سعدی علیه الرحمه، متکلّمان را بکار آید و مترسلان را بلاغت افزاید. در این میان، اما آنها که دل در گرو عشق داشتند، همچنان قلم را بنام دوست بر کاغذ می‌نهادند و خاطر را ازین غوغاهای رسمی پرهیز می‌دادند. منظومه‌های عاشقانه ادب فارسی همچون ویس و رامین فخرالدین اسعد گرگانی و خسرو شیرین نظامی گنجوی، یادگارهای روشنی از نامه‌نگاریهای عشاق سینه‌چاک را عرضه می‌دارد و کم کم نوع ادبی «ده‌ نامه سرایی»، اختصاصاً بدین منظور پدید آمد. تکنیکی که در رمان امروز نیز کمابیش با خصلتهایی مشابه بکار گرفته می‌شود.

اما شکی نیست که میان نامه‌های عاشقانه و عارفانه با نامه‌های رسمی و اداری، تفاوت از زمین تا آسمان است؛ تفاوتی که عشق دارد و عقل.

نخست آنکه، در نامه‌های عاشقانه، حرفهای عمیق و اساسی که نیاز همیشگی روح انسانهاست، با عباراتی ساده و صمیمی و روشن نگاشته می‌شوند. در حالی که در نامه‌های اداری، سعی بر آن است که حرفهای پیش پا افتاده و روزمره را در پوششی از عباراتی مغلق و دهن پُرکن بپیچانند.

دیگر آنکه، نامه‌نگاری اداری آداب و فنونی دارد که می‌شود قواعد آن را آموخت و به دیگران نیز یاد داد و با رعایت اصول نگارش اداری، به مقصود خود نائل آمد. اما شرط تأثیر مکاتبات عاشقانه، در آن است که کلیشه‌ها را بر هم بزنی و قواعد را زیر پا بگذاری و قلم را به دست دل بسپاری تا بدون هیچ ترتیب و آدابی هرچه می‌خواهد دل تنگش بگوید.

در مکاتبات اداری، قالبهای از پیش آماده، به فریاد نویسندگان می‌رسند و او را از شرّ خلاقیت و نوآوری می‌رهانند. اما در نامه‌های عاشقانه، قالبها را باید ‌شکست تا روح نوشتار بر ملا شود. از این رو، در مکاتبات اداری، گاه یک قلم، هزاران نفر را کفایت است و در نوشته‌های دوستانه، گاه هزاران قلم نیز کفاف حرفهای یک دل را نمی‌دهد.

همچنین، نگارندة نامه‌های اداری هنگام نوشتن این قبیل نامه‌ها هرچه بیشتر می‌کوشد که خودش نباشد و هویت خود را در نقاب واژه‌ها پنهان کند. اما نویسنده نامه‌های عاشقانه باید بکوشد که هرچه بیشتر خودش باشد و روحش را در کلمات عریان کند.

دردمندان را باید گفت که هنگام کتابت عشق، شیوه نامه دل را بگشایند و از دل دستور بگیرند و حرف دل را بنویسند و مترسلان را باید به مشق کردن از کتابهای دستور بلاغت و دبیری و خواندن راهنمای مکاتبات اداری سفارش کرد.

به همین دلیل، هر کتابی که حاوی نامه‌های عاشقانه است، عاشقان را دلالتی است که بخوانند و لذت ببرند، اما بدان گونه ننویسند. هر نویسنده‌ای که می‌خواهد قصه‌ شوقش را به مخاطب خود بنویسد، بایستی که بلاغت تقلید ناپذیر عشق را بکار گیرد که به عدد عاشقان عالم، راه و روش متفاوت دارد. هر نامه عاشقانة واقعی، حسّی متمایز را با زبانی منحصر و اسلوبی تکرار نشدنی به نمایش می‌گذارد. تا آنجا که می‌توان گفت همان طور که به تعداد آدمها، راههای رسیدن به خدا متنوّع و متعدد است، همچنین است شیوة نامه نوشتن به محبوب و معشوق و معبود که هزاران راه نرفته دارد. و اگر می‌خواهی قلم به دست بگیری و نامه‌ای به مخاطبی آشنا بنویسی، همه شیوه‌نامه‌ها و خوانده‌ها و دانسته‌ها را فراموش کن و شیوه‌نامه خودت را بیافرین.

..

حق با آفتاب‌گردانهاست, دل‌ْنگاشته‌های عبدالرحیم سعیدی راد است با معشوقی «غایب از نظر» که بر مبنای بلاغت تقلید ناپذیر عشق نوشته شده است و در هر سطر پُر طراوت آن, پروانه‌ها و قاصدکها و شقایقها و بنفشه‌ها و کبوتران و یاکریم‌ها و گُلها و بابونه‌ها در رفت و آمدی مداومند. و هر کدام از آنها, پیام‌رسان شوق انتظار کسی است که به‌شدت خودش است و با روحی عریان به میدان در آمده است. از این رو, نامه‌های او، آینة تمام قدّی است برای ترسیم بیتابی همة مشتاقان و منتظران جهان. این نامه‌ها، هم واجد همة آن ویژگی‌هایی است که برای مکاتبات عاشقانه برشمردیم و هم فاقد ویژگی‌های مربوط به نامه‌های خشک و رسمی است. و از همه مهمتر، ویژگی‌هایی دارد که در سایر نامه‌ها مشهود نیست. همان خصلتهای تعمیم ناپذیری که باعث می‌شود خواندن هیچ کدام ازین دست نامه‌ها، ما را از خواندن نامه‌های دیگر بی‌نیاز نکند: از هر زبان که می‌شنوی نامکرّر است.

 

یکشنبه 19 آبان 1387

 





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٧:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩
    لینک مطلب   نظر شما ()