۱۳۸۸/٢/٤

 

دکتر شفیعی کدکنی از معدود استادان ادبیات فارسی است که همزمان در چند حوزه کاری دارای آثاری رهگشا و پیشرو است: در حوزه شعر و شاعری (ذوقیات)، در حوزه پژوهشهای ادبی و عرفانی و تصحیح متون نظم و نثر، در حوزه مطالعات ادبی (مباحث نظری)، و در حوزه ترجمه. عمق و تنوع و تازگی آثار شفیعی کدکنی، چیزی نیست که احتیاج به براهین امثال من داشته باشد.

..

دوازده دفتر شعر او که نخستین آنها (زمزمه‌ها) در سال 1344 به چاپ رسیده و آخرین آنها (پنج دفتر  هزاره دوم آهوی کوهی) در سال 1376 هم حاکی از پیشگامی و تأثیرگذاری او در شعر امروز ایران است و هم استمرار او را در این حوزه (همزمان با اشتغال او به پژوهش و مباحث نظری ) نشان می‌دهد. همه شعرهای چاپ شده شفیعی کدکنی را انتشارات علمی (سخن) در دو کتاب: آیینه‌ای برای صداها (هفت دفتر شعر) و هزاره دوم آهوی کوهی (پنج دفتر شعر) در سال 1376 منتشر ساخت.

شاید در بین شاعران جهان، شاعری با این جامعیت کم بتوان سراغ کرد. در بین شاعران عرب، اشتغال ذهنی ادونیس تا حدودی شباهت به فعالیت‌های متنوع شفیعی کدکنی دارد. اما نگاهی به کارنامه آثار این دو، تفاوت آنها را به خوبی نشان می‌دهد. البته، شهرت شاعری شفیعی کدکنی هیچ‌گاه با شهرت جهانی ادونیس برابری نمی‌کند و این همه‌اش به ارزش‌های شعری آنها بر نمی‌گردد. بلکه، ریشه در ضعف ما ایرانی‌ها در معرفی ادبیات خودمان در صحنه‌های بین المللی دارد.

حضور شفیعی کدکنی در شعر امروز، منحصر به شاعری نمی‌شود و باید به بررسی‌های و مطالعات او در حوزه شعر معاصر اشاره کرد. از یک‌سو با ترجمه شعر امروز عرب (آوازهای سندباد/ عبدالوهاب البیاتی) و جریانها و تحولات آن (شعر معاصر عرب)، سهم مهمی در معرفی این جریان به خوانندگان ایرانی دارد. و از سوی دیگر، مطالعات او در شعر امروز ایران (ادوار شعر فارسی)، از معدود بررسیهای نظام مند و متوازن در این حوزه است.

..

در حوزه نظری، کتاب‌هایی همچون صور خیال در شعر فارسی و موسیقی شعر، کوشش‌های ارزنده‌ای در جمال‌شناسی شعر قدیم فارسی است. این مباحث نظری، در مقدمه تعداد دیگری از آثار شفیعی کدکنی، همچون شاعر آینه‌ها (شعر بیدل)، مفلس کیمیا فروش (نقد و تحلیل شعر انوری)، در اقلیم روشنایی (سنایی) و شاعری در هجوم منتقدان (شعر حزین لاهیجی و نقد ادبی در دوران او) و مقالات ایشان به وجهی دیگر مطرح شده و نگاه نافذ و منتقدانه مؤلف را به شعر کهن فارسی و مبانی بلاغت آن نشان می‌دهد.

..

در حوزه تصحیح متون، تصحیح مجموعه آثار عطار (منطق الطیر، مختارنامه، اسرارنامه، الهی نامه، مصیبت‌نامه) و آثار مربوط به ابوسعید ابوالخیر (اسرارالتوحید، حالات و سخنان ابوسعید ابوالخیر و چشیدن طعم وقت)، تعریف تازه‌ای از شیوه‌ تصحیح متون کهن به دست داده است و دارای چنان جامعیتی است که چشم‌اندازی از همه نکات ادبی، لغوی، زبان‌شناختی، تاریخی و اجتماعی متن را در پیش چشم خواننده ‌گسترانده است.

..

جریان شناسی عرفان و حکمت فارسی بخشی مهمی از مطالعات شفیعی کدکنی را تشکیل می‌دهد. بجز آثار مربوط به ابوسعید ابوالخیر و مطالعه در آثار بزرگان شعر عرفانی فارسی (سنایی، عطار و مولوی)، آثاری که در مورد خرقانی و بایزید بسطامی به چاپ رسانده است، نکات بسیار مهمی در شناخت شخصیت این بزرگان در بر دارد. پژوهش‌های شفیعی کدکنی در مورد کرامیه (جانب عرفانی مذهب کرامیه) و قلندریه (قلندریه در تاریخ)، از دیگر آثار مهم در این زمینه است.

..

..

تازه‌ترین کتاب شفیعی کدکنی چند ماه پیش با عنوان غزلیات شمس تبریز در دو جلد و توسط انتشارات سخن به بازار آمد. شفیعی کدکنی سالها پیش (1352) گزیده غزلیات شمس را منتشر کرده بود که تا امروز بارها و بارها په چاپ رسیده است. اما غزلیات شمس تبریز حکایتی دیگر دارد. در کتاب پیشین، 466 غزل از بین غزلهای مولانا انتخاب شده و توضیحات بسیار مختصری هم در مورد واژه‌ها و اصطلاحات اشعار در پای هر شعر آمده بود. اما در کتاب فعلی، مؤلف کار انتخاب را گسترش داده و 1065 غزل و 256 رباعی مولوی را انتخاب و شرح کرده است که چیزی در حدود یک سوم غزلیات مولانا و یک هفتم رباعیات او را در بر می‌گیرد. توضیحات و پانویس‌های اشعار، در بیشتر موارد از حد «لغت معنی» فراتر رفته و در اغلب آنها، نکات و کشف‌های تازه‌ای می‌توان یافت و اهل تحقیق، قدر این یافته‌ها را خوب می‌دانند. اهل ذوق هم می‌توانند از اکسیر سخن مولانا بهره‌مند شوند و دلهایشان را به موج معنا و موسیقی در شعر تو در توی جلال‌الدین محمد بلخی بسپارند.

شفیعی کدکنی در کنار انتخاب غزلها، در انتخاب ابیات هر غزل هم سلیقه به خرج داده است. و اگر چه ممکن است این کار، کلیت شعر مولانا را خدشه‌دار کند، اما در کار گزینش‌گری، انتظار این اعمال سلیقه‌ها را نیز باید داشت و ایشان در مقدمه توضیح داده‌اند که برای آنان که می‌خواهند همه غزلها و از هر غزل همه ابیات را در اختیار داشته باشند، کلیات شمس در دسترس همگان است! که البته استدلال چندان محکمی هم نیست. درست است که در یک سلیقه‌ای می‌توان بخشی از یک غزل را نادیده گرفت، اما اگر گزینشگر در حد دکتر شفیعی کدکنی باشد، با این استدلالهای نا استوار نمی‌تواند خواننده جستجوگر را مجاب کند.

..

گزینش غزلهای مولوی متکی بر متن مصححی است که به همت بدیع الزمان فروزانفر طی سالهای 1336 تا 1344 در ده جلد و با عنوان کلیات شمس منتشر شد. این تنها چاپ منقح و معتبرترین تصحیح موجود از کلیات اشعار مولانا است. البته دو سال پیش نیز آقای توفیق سبحانی کلیات شمس تبریزی را بر مبنای نسخه قونیه در دو جلد بزرگ به بازار فرستاد که اگرچه کار ارزنده‌ای در این زمینه است و بکار محققان می‌آید، اما بر آن عنوان تصحیح نمی‌توان نهاد.

..

چاپ کتاب حاضر، سرگذشتی خواندنی دارد. ظاهراً طرح اولیه آن در دهه پنجاه شکل گرفته و قرار بوده سال 1352 در انتشارات فرهنگستان هنر و ادب ایران به چاپ برسد. ولی به دلیل سفر مؤلف به خارج از ایران و وقوع انقلاب کار مدتی به تعویق افتاد. تا اینکه حدود 15 سال پیش به آقای زهرایی مدیر انتشارات کارنامه سپرده شد تا سامان گیرد. اما بنا به دلایلی و به‌رغم اعلانهای متعددی که در لیست کتابهای در دست چاپ آن انتشارات صورت گرفت، رنگ تحقق به خود ندید و همین طولانی شدن دوران چاپ کتاب، میانه شفیعی کدکنی و زهرایی را بهم زد و سال گذشته که مجال دیدار استاد دست داد، با دلخوری تمام ازین واقعه سخن می‌گفت و زهرایی را مقصر می‌دانست. در پیشگفتار کتاب، شفیعی از زهرایی یاد کرده و تأخیر در کار نشر کتاب را محصول وسواس جمال‌شناسانه او دانسته است!

..

به اعتقاد دکتر شفیعی شاید 25 درصد غزلهایی که در چاپ فروزانفر قرار گرفته، به دلایل سبک‌شناسی و قرائن نسخه‌شناسی از مولانا نیست. اما ایشان، به گفته خود، وارد بحث دراز دامن و دشوار نقد انتسابات نشده و فقط در یادداشت‌های پای صفحات یادآور شده‌اند که این غزل یا آن رباعی، سروده دیگران است و نمی‌تواند از مولانا باشد. در اینجا، یک ایراد شاگردانه به این روش دارم. این که دکتر شفیعی کدکنی فرموده‌اند: «آنچه بین الدّفتین چاپ استاد فروزانفر بوده است، در تعریف ما دیوان کبیر مولاناست»، توجیه‌گر آمدن غزلها یا رباعیات دیگران در این گزیده نیست. وقتی ایشان از بین 3000 غزل مولانا، 1000 هزار را بر می‌گزینند، چه دلیلی دارد آن غزلهای مشکوک و منسوب هم بین غزلهای منتخب جایی داشته باشد؟ تنها دلیلی که عجالتاً به ذهن من می‌رسد این است که ایشان می‌خواسته‌اند نتیجه تحقیقات طولانی خود را در باب شناسایی گویندگان اصلی بعضی از غزلهای منسوب به مولانا باز نمایانند، و مجالی بهتر ازین دست نداده است. به نظر من، بهتر این بود که این نوع غزلها نیر در کنار ده غزل منسوب به مولانا در پایان کتاب جای می‌گرفت و توضیحات مربوطه نیز آنجا می‌آمد. در بخش رباعیات منتخب نیز، آوردن رباعیی که عین القضات همدانی حدود یک قرن پیش از مولانا در نامه‌های خود‌ آورده و با هیچ چسبی نمی‌توان آن را به مولانا چسباند، کاری غیر منطقی و به‌دور از اسلوب علمی است.

..

کتاب، طبق معمول اغلب آثار شفیعی کدکنی، مقدمه‌ای مبسوط در شناخت شعر مولانا دارد که الحق آموزنده و خواندنی است و مشحون از مباحث بدیع و تازه نظری، اطلاعات نسخه‌شناسی و سبک شناسی، و یافته‌های جدید تاریخی و ادبی است. در سالهای اخیر که مولانا مورد توجه جهانی قرار گرفت، کتابهایی تحت عنوان گزیده غزلهای مولوی توسط افراد مختلف فراهم آمده و بهترین آنها شاید انتخابی است که بهاءالدین خرمشاهی صورت داده (با عنوان انسانم آرزوست) و با همه فضل و دانش خرمشاهی، مقایسه این دو متن، در مقدمه و توضیحات، گویای تفاوت‌های بنیادین آنهاست. آن مایه ذوق‌ورزی که خرمشاهی در انتخاب غزلهای مولانا به خرج داده، در میان اغلب دوستداران جدی ادبیات کهن می‌توان سراغ کرد. و شاید اگر آوازه ایشان نبود که ناشر را به چاپ کتاب ترغیب کند، می‌شد گفت صلاحیت چاپ چنان کتابی در بسیاری دیگر نیز وجود دارد. اما آنچه توسط شفیعی کدکنی انجام شده، محصول سالها استغراق در متون ادبی و عرفانی چاپی و خطی، فارسی و عربی و نامدار و گمنام، و بهره‌گیری از سواد ادبی و بینش نظری در تلفیق یافته‌ها و دانسته‌های کهن با دستاوردهای نقد جدید و دانش‌های نوین تأویل و تفسیر متون است.

..

تنها نکته باقی مانده، دریغی است ازین دست که ای‌کاش دکتر شفیعی کدکنی، دست به کار تصحیح تازه‌ای از «کلیات شمس» می‌زد و متن منقح و آبرومندانه‌ای از اشعار این شاعر عارف عرضه می‌داشت که در موقعیت فعلی، هیچ کس را صلاحیتی بیش ازیشان برای انجام این مهم نیست.

..

چند پیوند مرتبط

 

روشنایی فضای سایه روشن/ یادداشت تقی پورنامداریان در روزنامه اعتماد

(پورنامداریان انتقاداتی را متوجه بعضی از مطالب مقدمه کتاب کرده که پذیرفتنی است)

 

کشفِ دوباره‌ی شمس تبریز! / یادداشت داریوش محمدپور

(نگاهی از سر شیفتگی و ذوق‌زدگی)

 

نگاهی به دیوان شمس / سید ابوالحسن مختاباد در همشهری آنلاین

(گزارشی روزنامه‌نگارانه و نسبتاً جامع)

 





کلمات کلیدی :یادداشتها

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٤
    لینک مطلب   نظر شما ()