۱۳۸۸/۱/۱٤

 

یادداشتی بر یک بیت حافظ

غزل حافظ را بسیاری اوج اعتلا و تعادل زبان شعر فارسی می‌دانند که در آن لفظ و معنی به کمال خود دست یافته‌اند. بسیاری بحق معتقدند که کلمات با چنان تناسبی در اشعار حافظ نشسته‌اند که جابجایی یا تعویض هر کلمه‌ای، به معماری باشکوه آن خدشه وارد می‌کند. دکتر شفیعی کدکنی معتقد است که خود حافظ تا پایان عمر خود در کار ویرایش اشعارش بوده است و بخشی از اختلافاتی که در روایات مختلف دیوانش وجود دارد، ناشی از دستکاری‌های زیباشناسانه خود شاعر است و آن را به گردن نسخه‌برداران نتوان انداخت. البته، طبیعی است که وسواس هنری حافظ، شعر او را به سمت کمال پیش برده است و تلاش بسیاری از حافظ پژوهان بر آن است که از میان ضبطهای مختلف یک شعر، آن ضبطی را برگزینند که اولاً به سبک و سلیقه ادبی او منطبق یا نزدیک باشد، و در ثانی، کمال زبانی «لسان الغیب» را بخوبی نشان دهد. نکته مهم اینجاست که هیچ کس در ذهن خود نمی‌تواند به شعر حافظ نقصی منسوب کند و اگر نقصی هم مشهود افتد، معمولاً آن را به گردن نسخه‌برداران و کاتبان بی‌سواد می‌اندازند که چون از عهده درک ظرافت‌ها و زیبایی‌های شعر حافظ بر نیامده‌اند، الفاظ را به سلیقه خود تغییر داده‌اند و در بسیاری مواقع، آن را از شکوه قدسی خود انداخته‌اند.

فی المثل در بیت معروف:

فکر بلبل همه آن است که گُل شد یارش

گُل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

 

بحث مفصلی بین حافظ پژوهان در گرفته که آیا «شد» در مصراع نخست فعل ماضی به ضمّ شین است یا به فتح شین است و مخفف «شود» (رک. حافظ نامه، ج 2، ص 871 به بعد). آنهایی که جانب وجه دوم را گرفته‌اند، بی شک کسانی بوده‌اند و هستند که نمی‌خواهند در سخن حافظ نقص و خللی و اما و اگری ببیند و به خیال خود خواسته‌اند مشکل تطابق افعال را حل کنند (شود/ کند) تا خدای نکرده حافظ به ضعف و ناتوانی در پرداخت عبارات متهم نشود.

یکی از عللی که باعث می‌شود حافظ پژوهان بر سر عبارات حافظ مناقشه کنند این است که برخی از آنان، زبان شعری او را در ظرف تاریخی خود نمی‌نگرند و می‌خواهند همه اجزای آن با زبان تحول یافته امروزی مطابقت داشته باشد. و حتی عده‌ای، بی اعتنا به اصل تحول و تطور واژگان، تفسیرهایی خنده‌دار از شعر حافظ (و سایر شعرای قدیم) به دست می‌دهند که مبتنی بر قرائت امروزی از الفاظ و معانی کهن است. نامأنوس بودن واژه و عبارت و اصطلاحی در اشعار شعرای قدیم برای بعضی از پژوهشگران و حتی برنویسان خوش ذوق متون کهن، آنها را وا می‌دارد که با ذهنی امروزی، و فارغ از پیشینه تاریخی کلمات، به سراغ متون بروند و حاصل کار، البته خراب کردن ساختار متن است.

از طرف دیگر، این احتمال که یک شاعر بزرگ، با همه مهارت در سخنوری، گاهی در سامان دادن الفاظ شعرش دچار غفلت یا لغزش شود، احتمالی دور از ذهن نیست. با این خطاها، چند گونه می‌توان مواجه شد. نخست، حمل بر صحت کنیم و آن را به حساب بافت تاریخی کلمات بگذاریم و بگوییم، ممکن است بعضی کلمات در زمان حافظ معنایی علاوه بر معانی متداول امروزی داشته که اکنون متروک و منسوخ شده است. و البته، تا شواهد و مدارک قابل استناد برای این ادعا پیدا نشود، بدان تکیه نتوان کرد. نیز می‌توان گفت، صورت کلمات در اصل شعر حافظ به گونه‌ای دیگر بوده و بر اثر اشتباه یا لغزش قلم کاتبان، دگرگون شده و به این حال و روز افتاده است. یک احتمال دیگر هم این است که بگوییم خود شاعر در ترتیب الفاظ و عبارات سهل انگاری کرده و این فقره از دستش در رفته است. در مورد سخنور بزرگی مثل حافظ، کمتر کسی جانب این وجه را می‌گیرد.

همه این مقدمات را گفتیم که به یکی از همین موارد شبهه‌انگیز اشاره کنیم. در غزل حافظ با مطلع:

بر نیامد از تمنای لبت کامم هنوز

بر امید جام لعلت دُردی آشامم هنوز

 

بیتی هست که به نظر می‌رسد شاعر در آن از چیدمان صحیح کلمات غافل شده و نتوانسته نقشی برای ردیف شعر یعنی کلمه «هنوز» پیدا کند و آن را بلاتکلیف در آخر بیت به حال خود رها کرده است:

روز اول رفت دینم در سر زلفین تو

تا چه خواهد شد درین سودا سرانجامم هنوز

 

همان طور که ملاحظه می‌شود، معنای شعر بدون «هنوز» هم کامل است و این کلمه فقط به اقتضای ردیف بودنش در این بیت جای گرفته و  به عبارتی «حشو» حساب می‌شود. با توجه به اینکه کلمه «هنوز» در جایگاه ردیف قرار دارد، احتمال تصرف نسخه‌برداران و کاتبان درین موضع وجود ندارد. مضافاً اینکه برای سایر کلمات بیت هم در دستنویس‌های مختلف دیوان حافظ هیچ نسخه‌بدلی یافت نمی‌شود که بشود بلاتکلیفی کلمه «هنوز» را به گردن تحریف و تغییر آنها انداخت. لاجرم، یا باید پذیرفت که حافظ از عهده جا انداختن ردیف در این بیت بر نیامده و یا با حُسن نیت بسیار، برای «هنوز» معانی دیگری نیز متصور شویم که فعلاً ما شاهد معتبری برای این فرض پیدا نکرده‌ایم.

راه حل دیگر آن است که مثل بعضی از خوانش‌گران امروزی، بساط خوانشی تازه برای این بیت پهن کنیم و بگوییم که حافظ، 700 سال پیش، به اهمیت تعلیق در سخن واقف بوده و از شگردهای امروزی خبر داشته و با مهارت تمام، با ناتمام گذاشتن عبارت، راه را برای فعال شدن ذهن خواننده و مشارکت او در متن باز گذاشته است و شکل صحیح قرائت عبارت او، {احتمالاً} این است:

تا چه خواهد شد در این سودا سرانجامم، هنوز...

 

و یکی از بی‌شمار احتمالات متن آن است که می‌خواسته است بگوید: اینکه سرانجام کار من در این سودا چه خواهد شد، هنوز {معلوم نیست}...

 





کلمات کلیدی :حافظ پژوهی

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱٢:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٤
    لینک مطلب   نظر شما ()