درختان، خستهاند امسال
بجای سیب،
کرم از شاخه میریزد.
..
دریغا اعتمادی نیست
به دهقان فداکاری که از افسانه میآید
قطار از ریل خارج میشود با آرزوهایش.
..
حروف سربی نامت
کتاب عشق را اعدام خواهد کرد
دلم اوراقِ اوراق است.
..
ببین در جوهر خونم:
چه نستعلیق موزونی!
لبانت را به طرز تازهای خواهم نوشت امشب.
..
نمیدانم که این ماه است
و یا لبخند یک دلقک
که دارد بندبازی میکند در آسمان من.
..
بلیط پارهای در جیبهایم هست
از آن نقشی
که پشت پلکهایت میشود اجرا.
..
تمام لینکها: مسدود
من از یک صفحه آبی بیپیغام میآیم
کلیکم کن به یک تصویر بیبرگشت.
..
تمام صندلیها
ظاهراً آماده جشن است
کسی دلواپس بال پرستو نیست
سقوط اشکها حتمی است.
کلمات کلیدی :شعر نو
| لینک مطلب | نظر شما () |

