۱۳۸٧/۱۱/۸

 

لبانت پُر از رازهای جدیدی است

که با بوسه

            حل می‌شود بر لب من.

®

 

برفها: یک‌دست

دانه می‌چینند گنجشکان؛

یادم آمد:

            بوسه‌بازی‌های من با تو.

®

 

از لبانت یاس می‌چینم؛

بوسه‌هایت در دهانم

                           طعم باران دارد و شبنم.

®

 

داغ‌مان می‌کند بوسه‌هایت؛

هیزمش را

باز هم بیشتر کن!

®

 

بوسه

       شرحی است بر ایجاز دهانت

ـ ای دوست!

®

 

موسیقی صبح است

لبهای داغ دلنواز تو.

®

 

خواب یک بوسه دیدم

آسمان

            گونه‌اش قلقلک شد.

 





کلمات کلیدی :شعر کوتاه

به قلم : سید علی میرافضلی ; کتابت در ساعت ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۸
    لینک مطلب   نظر شما ()